انتخاب تاریخ:   /  /   
خبرهای این صفحه پربیننده‌ترین خبرها
کد خبر: ۵۰۶۰۸ | تاریخ : ۱۳۹۸/۷/۲ - شماره: 1176
گزارش

اصلاحات نیازبه بازیابی و بازبینی دارد

اصلاحات از حذف عناصر رده اول و قدرت طلبی مهره‌های باقی مانده ضربه خورده است ۹۰ درصد افت جریان اصلاحات نتیجه حذف مهره‌های اصلی است جریان اصلاحات کادرسازی مناسب نداشته است تشکل‌ها و جریان‌های سیاسی باید صدای مطالبات مردم باشند توجه احزاب فقط به قدرت است

احمد خرم، وزیر راه دولت اصلاحات در پاسخ به این سؤال که آیا زمان پوست‌اندازی اصلاحات فرا رسیده است یا خیر، گفت: «اصلاحات و هر جریان و جبهه دیگری نیازمند بازیابی و بازبینی حرکت خود است؛ یعنی اصل انتقاد از خود را نباید فراموش کنیم البته این انتقاد از خود باید درون تشکیلاتی باشد و اگر به بیرون درز پیدا کند منشأ تخطئه آن جریان می‌شود. اینکه لیدرهای جریان اصلاحات و صاحب‌نظران و نظریه‌پردازان بنشینند و طرحی نو دراندازند حرکت خوبی است، اما این هم باید در نظر بگیرند که چقدر بدنه اجتماعی اصلاحات پذیرای آن است یعنی فقط نظریه‌پردازی کردن کفایت نمی‌کند ما باید در کنار تولید کننده فکر به دو دسته دیگر هم نیاز داریم. اول توزیع کننده فکر و دسته دیگر مصرف کننده فکر است که همان بدنه اجتماعی می‌شود. متاسفانه در این مورد کار نشده است». وی با اشاره به عدم کادرسازی در جریان اصلاحات اظهار داشت: «در جریان اصلاحات بر روی کادرسازی و اینکه مطالبات مردم از دهان و ذهن اصلاح طلبان بیرون بیاید و پیگیری شود، اینکه نقد شود و رویه‌ها و سیاست‌های گذشته اصلاح شود کار نشده و این نقیصه وجود دارد. البته این نقیصه‌ها خاص اصلاح‌طلبان هم نیست اصولگرایان هم همین وضعیت را دارند و وضعیت‌شان بهتر از اصلاح‌طلبان نیست؛ به عبارت دیگر این نقیصه کل کشور است. از یک سو تشکل‌ها تقویت و حمایت نمی‌شوند و از سوی دیگر گرایش مردم به تشکل‌ها هم در سطح نازلی قرار دارد. اصل این موضوع خوب است به هرحال بعد از چهل سال یک بازنگری و بازبینی شود و سیاست‌هایی که اصلاح طلبان، اهداف و روش‌هایی که داشتند اصلاح شود و با تغییرات و به قول معروف طرحی نو درانداختن باعث جذب بیشتر بدنه اجتماعی شود».

افکار عمومی و نواصلاح‌طلبی
خرم در پاسخ به این سؤال که بدنه اجتماعی چقدر پذیرای نو اصلاح‌طلبی است، بیان داشت: «برای ایجاد این مقبولیت چند فاکتور اولیه وجود دارد که اولین مؤلفه برخورد صادقانه است. مردم باید این موضوع را حس کنند؛ یعنی مردم را باید در جریان اتفاقات و واقعیات کشور قرار داد. از سوی دیگر برای آنکه این نوسازی بتواند بدنه اجتماعی را با خود همراه کند باید تشکل‌ها و جریان‌های سیاسی صدای رسای توقعات، مطالبات و اعتراضات مردم باشد. مسئله دیگر آن است که علاوه بر اینکه جریان‌های سیاسی باید صدای مردم باشد باید مطالبات مردم را هم پیگیری کنند. باید چالش‌های مردم را کنکاش کند و برای آنها راه حل ارائه کند؛ به عبارت دیگر چه باید کرد و از کجا باید آغاز کنیم را پیش پای مردم بگذارند. این‌ها موضوعاتی است که تحقق آن‌ها می‌تواند صداقت جبهه، حزب یا تشکل را اثبات کند. وی در ادامه افزود: «هیچ‌کدام از تشکل‌ها رسالت‌های اصلی خود، یعنی توزیع قدرت، کادرسازی، بیان مطالبات و دفاع از مردم را به درستی انجام نداند. دغدغه‌های مردم را آسیب‌شناسی کردن و حرکت در مسیر حل مشکلات مردم، از رسالت‌های اصلی حزب است که باید انجام شود، ولی متاسفانه هیچ کدام از احزاب و جریان‌ها به این مسائل توجه ندارند و توجه اصلی متوجه قدرت است. لذا همه امورشان از منظر توزیع قدرت عبور می‌کند. درحالی که باید همه جانبه فکر کرد اینکه به یک شاخه توجه کنیم و دیگر مسائل را رها کنیم راه به جایی نمی‌برد. البته ما ابتدای شکل‌گیری حزب و تشکل سیاسی هستیم؛ اروپا که امروز توانسته نهادهای دموکراسی را بنا کنند به این دلیل است که ۲۰۰ سال است تحزب دارند این درحالی است که ما در حال تمرین هستیم.

فرصت طلبان به اصلاحات 
آسیب زدند
احمد خرم در پاسخ به این سؤال که برخی پس از حوادث سال 88 رویکرد جریان اصلاحات را معطوف به قدرت کردند، گفت: «جریان اصلاحات از دو طرف ضربه شدیدی خورد. یکی حذف عناصر رده اول اصلاحات، به طوری که پرونده‌ای زیر بغل اغلب آنها گذاشتند و با این روش یا بازداشت شدند یا ردصلاحیت‌شان کردند بر این اساس مجبور شدند نیروهای دست دوم و سوم خود را وارد گود کنند، اما جریان اصلاحات یک ضربه هم از درون خورد به این معنا که یک عده فرصت طلب به جای اینکه برای مردم کار کنند فقط به فکر حفظ قدرت و تکیه زدن بر منصب‌ها بودند برای همین به محض آنکه بر این کرسی‌ها تکیه زدند یادشان رفت با حمایت جریان اصلاحات روی کار آمده‌اند. هرچند اصلاحات از داخل هم ضربه خورد اما با این وجود ضربه‌ای که حذف نیروهای اصیل به این جریان وارد کرد قدرت بیشتری داشت. در حقیقت ۹۰ درصد افت اصلاحات نتیجه حذف مهره‌های اصلی در جریان اصلاحات بود و ۱۰ درصد باقی مانده مربوط به این است که به هر حال افراد وقتی به قدرت می‌رسند خود را گم می‌کنند و فراموش می‌کنند چطور به اینجا رسید و قرار بود چه اهدافی را دنبال کند». وی در پاسخ به این سؤال که چقدر ضربه خوردن اصلاحات تقصیر رهبران این جریان است، افزود: «برخی افراد وقتی در موضع قدرت قرار گرفتند خوب از این جریان حمایت نکردند و این نقیصه وجود داشت. افرادی که قدرت داشتند تا از اصلاح‌طلبان و اصلاح‌طلبی دفاع کنند، اما دفاع‌شان ضعیف بود. حدود ۱۱۰ نفر از اصلاح‌طلبان وارد مجلس شدند، اما نتوانستند از مواضع اصلاح‌طلبی حمایت کنند. آنها وقتی به مجلس رسیدند دغدغه‌شان تغییر کرد؛ بنابراین اگر انتقادی وجود دارد از این بابت است نه لیدری جریان اصلاحات».

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد