هشدار سه وزیر پیشین

هشدار سه وزیر پیشین

گروه اجتماعی: نشست «آسیب شناسی مهاجرت نخبگان»، روز یکشنبه به میزبانی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با مشارکت انجمن جامعه شناسی ایران، انجمن مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی ایران و انتشارات ثالث برگزار شد. محمدجواد ظریف وزیر خارجه پیشین؛ علی اکبر صالحی، وزیر پیشین امور خارجه و سیدرضا صالحی امیری، وزیر پیشین ارشاد سخنرانان این نشست بودند که نقطه نظرهای خودشان را درباره مشکلات کشور،شیوه حکمرانی و..بیان کردند.گزیده ای از نظرات این سه وزیر به نقل از جماران در ادامه می آید:

چرا می‌روید؟ می‌خواهیم در ایران نباشیم!
علی اکبر صالحی، گفت: اگر می‌توانستیم دین و معرفت شناسی را از در زیبایی وارد می‌شدیم، نیازی نبود با زور مناسک را وارد کنیم. جوانان امروز با هوش هستند. مشکل در سیستم‌سازی است. ایرانیان خارج کشور را نمی‌شود با بخشنامه جذب کرد، مثلاً از تریبون نماز جمعه می‌گویند شغل ایجاد کنید، قیمت‌ها را بیاورید پایین، مگر در دولت نشسته‌اند، قیمت‌ها را بالا ببرند؟ این کارها زیرساخت و سرمایه می‌خواهد. مخزن مشترک ما با کشور همسایه، نفت و گاز ما را ربایش می‌کنند. دیگران دارند میلیاردها دلار گاز را می‌برند، چرا می‌برند؟ پاشنه آشیلش ارتباطات ماست. متأسفانه دین را در ذهن و قلب و جوانان تاریک نشان دادیم. وی با بیان اینکه با خروج هر نخبه، پنج میلیون دلار از کشور خارج می‌شود، گفت: مشکلی که در بحث مهاجرت نخبگان نیست، یک رفتار عقلایی با موضوع دوتابعیتی است. هراس امنیتی در مراکز علمی است و چیزی که آسیب رسانده ترویج گفتمان هرکی می‌خواهد برود است. رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری چند وقت پیش گفت ما از جوانان پرسیدیم، چرا می‌روید؟ گفتند می‌خواهیم در ایران نباشیم. متاسفانه مهاجرت به دانش آموزان و کودکستان رسیده است.

8 میلیون مهاجر ایرانی
سیدرضا صالحی امیری گفت: جای تأسف است که بعد از ۴۰ سال کار فرهنگی دغدغه مهاجرت را بیان می‌کنیم، کسی با مهاجرت مشکل ندارد و هیچ کشوری آن را تهدید فرض نمی‌کند. مسولان آمار را در اختیار پژوهشگران نمی‌گذارند و ما باید از مراکز مهاجر پذیر آمار بگیریم که بین ۶ تا ۸ میلیون آمار مهاجرتی را داریم. ما کمترین مهاجرت و بیشترین فرار نخبگان را داریم و باید پاسخ داد چرا فرار نخبگی صورت می‌گیرد. علت مسئله حکمرانی معیوب است. حکمرانی معیوب بر نسل نخبه باعث شد، نسل استارت‌آپی و مدیریتی فرار را بر قرار ترجیح دادند. ۶۰ درصد ترجیح می‌دهند مهاجرت کنند چه کردند که آنها ترجیح می‌دهند اینجا زیست نکنند. میل مهاجرت در میان دانشجویان در سال ۱۴۰۱ به ۶۸ درصد رسیده است، نظام حکمرانی باعث و عامل رانش نسل فرهیخته و نخبه ماست. توسعه‌گران ما رخت بربسته‌اند. نکته بعدی افول سرمایه اجتماعی است. بعضی از سنجه‌ها بی اعتمادی عمومی را ۸۵ درصد نقل کرده‌اند. نکته بعدی انزوانشینی نخبگان و بر مسند نشستن ناکارآمدان است. نکته بعدی فساد در ساختار و متن است. فساد چای دبش با مردم چه کرد؟ وقتی عقلانیت در بخشی از نظام تصمیم‌گیری وجود ندارد، وقتی رادیکالسم درکشور قد علم می‌کند، وقتی مسائل آب و خشکسالی و محیط زیست، مسئله دخالت در حریم خصوصی، حجاب و مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی روبه رو می‌شویم حق بدهید نگرانی در جامعه زیاد شود.

نگاه تهدید محور مبنای توسعه نیست
محمد جواد ظریف، گفت: چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند که راحت می‌تواند به کشور خودش رفت و آمد داشته باشد؟ چرا نباید احساس کند که هر زمان که خواست می‌تواند به ایران بیاید در دانشگاه به عنوان نمونه تدریس کنید و سپس هم خروج ایمنی از ایران داشته باشد؟ چرا این احساس آرامش را برای ایرانی خارج از کشور فراهم نمی‌کنیم؟ چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند زمانی که به کنسولگری ما در کشورهای دیگر مراجعه می‌کند به خانه خودش رفته است؟ به نظر من مشکل عمده ما نگرش است که مزیت نسبی ایران و انقلاب اسلامی را فدای حوزه‌هایی کردیم که اتفاقاً در آنها مزیت نداریم. مهم‌ترین مزیت نسبی ما مردم هستند و نگاه انسان محوری که ما در ابتدای انقلاب به این مزیت داشتیم باعث شد که نفوذ گسترده‌ای هم در داخل و هم در جهان داشته باشیم. از زمانی که به دلیل برخی واقعیت‌های ناخواسته مانند جنگ تحمیلی و شرایط امنیتی کشور، نگاه ما از توانمندی نرم افزاری یا توانمندی انگیزشی نظام به توانمندی‌های سخت افزاری و توانمندی‌های مادی منحرف شد، نگاه ما به انسان به عنوان عامل عمده توسعه کشور و اسباب اصلی بازدارندگی ما تغییر کرد. هرچه ما از مردم دور شدیم توانمندی ما کمتر شد و جذابیت ما هم برای مردم کمتر شد. لذا جاذبه‌ای وجود ندارد که مردم را به سمت خود بکشاند یا آنها را نگاه دارد. به نظر من مشکل سامانه زمامداری است که به مهاجرت منتهی می‌شود. مشکل دوم میان سامانه زمامداری و مردم است و آن مشکل امید است. امید به آینده. جوان‌ترها برای آینده خود و میانسال ها برای آینده فرزندان خود در ایران نگران هستند. امید به آینده ارتباط مستقیم با مهاجرت دارد. مهاجرت معکوس نخبگان در سال‌های 1394 و 1395 با زحمات آقای ستاری در حال شکل گرفتن بود. به این دلیل که امید ایجاد شده بود و همان امید بود که تورم را کاهش و رشد اقتصادی را افزایش داد. متاسفانه امید را خود ما نابود کردیم. دستگاه تبلیغاتی می‌تواند امید و عزت را برسازی کند. ما متاسفانه با یک سیاست منسجم ناامیدی و ذلت را در این کشور برسازی کردیم. فاصله گرفتن از انسان به عنوان مهم‌ترین اهرم قدرت، ایجاد ناامیدی و برسازی ناامیدی و برنامه ریزی بر اساس آرزو، سه دلیل اصلی مهاجرت از نظر من هستند.

لینک کوتاه: http://www.setaresobh.ir/fa/main/detail/108685/

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه

هشدار سه وزیر پیشین

هشدار سه وزیر پیشین

گروه اجتماعی: نشست «آسیب شناسی مهاجرت نخبگان»، روز یکشنبه به میزبانی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با مشارکت انجمن جامعه شناسی ایران، انجمن مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی ایران و انتشارات ثالث برگزار شد. محمدجواد ظریف وزیر خارجه پیشین؛ علی اکبر صالحی، وزیر پیشین امور خارجه و سیدرضا صالحی امیری، وزیر پیشین ارشاد سخنرانان این نشست بودند که نقطه نظرهای خودشان را درباره مشکلات کشور،شیوه حکمرانی و..بیان کردند.گزیده ای از نظرات این سه وزیر به نقل از جماران در ادامه می آید:

چرا می‌روید؟ می‌خواهیم در ایران نباشیم!
علی اکبر صالحی، گفت: اگر می‌توانستیم دین و معرفت شناسی را از در زیبایی وارد می‌شدیم، نیازی نبود با زور مناسک را وارد کنیم. جوانان امروز با هوش هستند. مشکل در سیستم‌سازی است. ایرانیان خارج کشور را نمی‌شود با بخشنامه جذب کرد، مثلاً از تریبون نماز جمعه می‌گویند شغل ایجاد کنید، قیمت‌ها را بیاورید پایین، مگر در دولت نشسته‌اند، قیمت‌ها را بالا ببرند؟ این کارها زیرساخت و سرمایه می‌خواهد. مخزن مشترک ما با کشور همسایه، نفت و گاز ما را ربایش می‌کنند. دیگران دارند میلیاردها دلار گاز را می‌برند، چرا می‌برند؟ پاشنه آشیلش ارتباطات ماست. متأسفانه دین را در ذهن و قلب و جوانان تاریک نشان دادیم. وی با بیان اینکه با خروج هر نخبه، پنج میلیون دلار از کشور خارج می‌شود، گفت: مشکلی که در بحث مهاجرت نخبگان نیست، یک رفتار عقلایی با موضوع دوتابعیتی است. هراس امنیتی در مراکز علمی است و چیزی که آسیب رسانده ترویج گفتمان هرکی می‌خواهد برود است. رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری چند وقت پیش گفت ما از جوانان پرسیدیم، چرا می‌روید؟ گفتند می‌خواهیم در ایران نباشیم. متاسفانه مهاجرت به دانش آموزان و کودکستان رسیده است.

8 میلیون مهاجر ایرانی
سیدرضا صالحی امیری گفت: جای تأسف است که بعد از ۴۰ سال کار فرهنگی دغدغه مهاجرت را بیان می‌کنیم، کسی با مهاجرت مشکل ندارد و هیچ کشوری آن را تهدید فرض نمی‌کند. مسولان آمار را در اختیار پژوهشگران نمی‌گذارند و ما باید از مراکز مهاجر پذیر آمار بگیریم که بین ۶ تا ۸ میلیون آمار مهاجرتی را داریم. ما کمترین مهاجرت و بیشترین فرار نخبگان را داریم و باید پاسخ داد چرا فرار نخبگی صورت می‌گیرد. علت مسئله حکمرانی معیوب است. حکمرانی معیوب بر نسل نخبه باعث شد، نسل استارت‌آپی و مدیریتی فرار را بر قرار ترجیح دادند. ۶۰ درصد ترجیح می‌دهند مهاجرت کنند چه کردند که آنها ترجیح می‌دهند اینجا زیست نکنند. میل مهاجرت در میان دانشجویان در سال ۱۴۰۱ به ۶۸ درصد رسیده است، نظام حکمرانی باعث و عامل رانش نسل فرهیخته و نخبه ماست. توسعه‌گران ما رخت بربسته‌اند. نکته بعدی افول سرمایه اجتماعی است. بعضی از سنجه‌ها بی اعتمادی عمومی را ۸۵ درصد نقل کرده‌اند. نکته بعدی انزوانشینی نخبگان و بر مسند نشستن ناکارآمدان است. نکته بعدی فساد در ساختار و متن است. فساد چای دبش با مردم چه کرد؟ وقتی عقلانیت در بخشی از نظام تصمیم‌گیری وجود ندارد، وقتی رادیکالسم درکشور قد علم می‌کند، وقتی مسائل آب و خشکسالی و محیط زیست، مسئله دخالت در حریم خصوصی، حجاب و مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی روبه رو می‌شویم حق بدهید نگرانی در جامعه زیاد شود.

نگاه تهدید محور مبنای توسعه نیست
محمد جواد ظریف، گفت: چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند که راحت می‌تواند به کشور خودش رفت و آمد داشته باشد؟ چرا نباید احساس کند که هر زمان که خواست می‌تواند به ایران بیاید در دانشگاه به عنوان نمونه تدریس کنید و سپس هم خروج ایمنی از ایران داشته باشد؟ چرا این احساس آرامش را برای ایرانی خارج از کشور فراهم نمی‌کنیم؟ چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند زمانی که به کنسولگری ما در کشورهای دیگر مراجعه می‌کند به خانه خودش رفته است؟ به نظر من مشکل عمده ما نگرش است که مزیت نسبی ایران و انقلاب اسلامی را فدای حوزه‌هایی کردیم که اتفاقاً در آنها مزیت نداریم. مهم‌ترین مزیت نسبی ما مردم هستند و نگاه انسان محوری که ما در ابتدای انقلاب به این مزیت داشتیم باعث شد که نفوذ گسترده‌ای هم در داخل و هم در جهان داشته باشیم. از زمانی که به دلیل برخی واقعیت‌های ناخواسته مانند جنگ تحمیلی و شرایط امنیتی کشور، نگاه ما از توانمندی نرم افزاری یا توانمندی انگیزشی نظام به توانمندی‌های سخت افزاری و توانمندی‌های مادی منحرف شد، نگاه ما به انسان به عنوان عامل عمده توسعه کشور و اسباب اصلی بازدارندگی ما تغییر کرد. هرچه ما از مردم دور شدیم توانمندی ما کمتر شد و جذابیت ما هم برای مردم کمتر شد. لذا جاذبه‌ای وجود ندارد که مردم را به سمت خود بکشاند یا آنها را نگاه دارد. به نظر من مشکل سامانه زمامداری است که به مهاجرت منتهی می‌شود. مشکل دوم میان سامانه زمامداری و مردم است و آن مشکل امید است. امید به آینده. جوان‌ترها برای آینده خود و میانسال ها برای آینده فرزندان خود در ایران نگران هستند. امید به آینده ارتباط مستقیم با مهاجرت دارد. مهاجرت معکوس نخبگان در سال‌های 1394 و 1395 با زحمات آقای ستاری در حال شکل گرفتن بود. به این دلیل که امید ایجاد شده بود و همان امید بود که تورم را کاهش و رشد اقتصادی را افزایش داد. متاسفانه امید را خود ما نابود کردیم. دستگاه تبلیغاتی می‌تواند امید و عزت را برسازی کند. ما متاسفانه با یک سیاست منسجم ناامیدی و ذلت را در این کشور برسازی کردیم. فاصله گرفتن از انسان به عنوان مهم‌ترین اهرم قدرت، ایجاد ناامیدی و برسازی ناامیدی و برنامه ریزی بر اساس آرزو، سه دلیل اصلی مهاجرت از نظر من هستند.

لینک کوتاه: http://www.setaresobh.ir/fa/main/detail/108685/

ارسال دیدگاه شما