یادداشت

نگاهی به کارنامه‌ کاری «پل المر مور»، منتقد محافظه‌کار آمریکایی

پل المر مور زاده دوازدهم دسامبر 1864 در سنت لوئیس است. وی پژوهشگر، منتقد محافظه‌کار آمریکایی و یکی از مبلغین برجسته انسان‌گرایی نوین در نقد ادبی بود. او در دانشگاه‌های واشنگتن سنت لوئیس و هاروارد به تحصیل پرداخت. پل پس از دوران کاری کوتاه‌مدت خویش در محیط آکادمیک به‌عنوان سردبیر ادبی روزنامه «ایندیپندنت» در فاصله‌ سال‌های 1901 تا 1903 مشغول به کار شد و سپس به مدت 6 سال در فاصله سال‌های 1903 تا 1909 در روزنامه «نیویورک پست» مشغول به فعالیت شد. او همچنین به مدت 5 سال نیز ویراستار روزنامه «نیشن» در فاصله‌ سال‌های 1909 تا 1914 بود.
مور در نقد ادبی به تحسین نویسندگان کلاسیک انگلیسی می‌پرداخت و می‌گفت که آن‌ها در قبال کار و آثارشان احساس مسئولیت اخلاقی می‌کردند و با نگاهی به شکسپیر، جانسون، آنتونی ترولوپ و جان هنری نیومن می‌توان به‌درستی به این نکته پی برد. به‌زعم وی سخیف‌ترین عملی که یک هنرمند می‌تواند انجام دهد، عدم پایبندی اخلاقی و وقیحانه نیست، بلکه جعل ذات انسانی و انکار مسئولیت اخلاقی است.
پل المر مور طی 15 سال آخر حیات خویش چندین کتاب در دفاع مستدل از مسیحیت نوشت که شامل «مسیحیت در عهد جدید» (1924)، «مسیح» (1927) و «ایمان کاتولیک» (1931) است. بایرون لمبرت اذعان می‌کند که رسالت مور عمیقاً مذهبی بود و وی قصد داشت تا این آثار را از خود به‌جای بگذارد.
اگرچه راسل آموس کیرک او را بزرگ‌ترین مدافع مسیحیت در قرن بیستم نامید، اما بااین‌وجود کتاب‌های مور در جامعه‌ معاصر و در میان مسیحیان خوانندگان چندانی ندارد. به‌زعم لمبرت دلیل این امر این است که اکثر مسیحیان مسیحیت مور را ریاکار می‌پنداشتند. وی افزود: نوشته‌های وی عجیب‌تر از آن بود که بتواند قابل‌فهم باشد و شرطی‌تر از آن بود که بتواند معتبر باشد. او برعکس نویسندگان ارتدوکسی نظیر سی. اس. لوئیس یا جی. کی. چسترتون بود که با جسارت و گستاخی‌شان می‌توانستند پیروان کاتولیک، پروتستان، ارتدوکس و حتی شاخه‌های فرعی مسیحیت را تحریک کنند که همین امر باعث تعجب مسیحیان شده بود.
پاول المر مور شکست فرهنگ مسیحیت را به‌منزله فروپاشی فکری و اخلاقی می‌دانست. وی یک‌بار به آلفرد نویز گفت: تمامی اجزای دنیای مدرن رو به افول حرکت می‌کند و قدرت تفکر عمیق را ازدست‌داده‌اند، مگر آنان که به فلسفه دین پایبند هستند، چراکه این فلسفه طی دو هزار سال و بر مبنای سنت دیرین مسیحیت شکل‌گرفته است. وی در نهم مارچ 1937 و در سن 72 سالگی زندگی را بدرود گفت.

لینک کوتاه: http://www.setaresobh.ir/fa/main/detail/71663/

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه

یادداشت

نگاهی به کارنامه‌ کاری «پل المر مور»، منتقد محافظه‌کار آمریکایی

پل المر مور زاده دوازدهم دسامبر 1864 در سنت لوئیس است. وی پژوهشگر، منتقد محافظه‌کار آمریکایی و یکی از مبلغین برجسته انسان‌گرایی نوین در نقد ادبی بود. او در دانشگاه‌های واشنگتن سنت لوئیس و هاروارد به تحصیل پرداخت. پل پس از دوران کاری کوتاه‌مدت خویش در محیط آکادمیک به‌عنوان سردبیر ادبی روزنامه «ایندیپندنت» در فاصله‌ سال‌های 1901 تا 1903 مشغول به کار شد و سپس به مدت 6 سال در فاصله سال‌های 1903 تا 1909 در روزنامه «نیویورک پست» مشغول به فعالیت شد. او همچنین به مدت 5 سال نیز ویراستار روزنامه «نیشن» در فاصله‌ سال‌های 1909 تا 1914 بود.
مور در نقد ادبی به تحسین نویسندگان کلاسیک انگلیسی می‌پرداخت و می‌گفت که آن‌ها در قبال کار و آثارشان احساس مسئولیت اخلاقی می‌کردند و با نگاهی به شکسپیر، جانسون، آنتونی ترولوپ و جان هنری نیومن می‌توان به‌درستی به این نکته پی برد. به‌زعم وی سخیف‌ترین عملی که یک هنرمند می‌تواند انجام دهد، عدم پایبندی اخلاقی و وقیحانه نیست، بلکه جعل ذات انسانی و انکار مسئولیت اخلاقی است.
پل المر مور طی 15 سال آخر حیات خویش چندین کتاب در دفاع مستدل از مسیحیت نوشت که شامل «مسیحیت در عهد جدید» (1924)، «مسیح» (1927) و «ایمان کاتولیک» (1931) است. بایرون لمبرت اذعان می‌کند که رسالت مور عمیقاً مذهبی بود و وی قصد داشت تا این آثار را از خود به‌جای بگذارد.
اگرچه راسل آموس کیرک او را بزرگ‌ترین مدافع مسیحیت در قرن بیستم نامید، اما بااین‌وجود کتاب‌های مور در جامعه‌ معاصر و در میان مسیحیان خوانندگان چندانی ندارد. به‌زعم لمبرت دلیل این امر این است که اکثر مسیحیان مسیحیت مور را ریاکار می‌پنداشتند. وی افزود: نوشته‌های وی عجیب‌تر از آن بود که بتواند قابل‌فهم باشد و شرطی‌تر از آن بود که بتواند معتبر باشد. او برعکس نویسندگان ارتدوکسی نظیر سی. اس. لوئیس یا جی. کی. چسترتون بود که با جسارت و گستاخی‌شان می‌توانستند پیروان کاتولیک، پروتستان، ارتدوکس و حتی شاخه‌های فرعی مسیحیت را تحریک کنند که همین امر باعث تعجب مسیحیان شده بود.
پاول المر مور شکست فرهنگ مسیحیت را به‌منزله فروپاشی فکری و اخلاقی می‌دانست. وی یک‌بار به آلفرد نویز گفت: تمامی اجزای دنیای مدرن رو به افول حرکت می‌کند و قدرت تفکر عمیق را ازدست‌داده‌اند، مگر آنان که به فلسفه دین پایبند هستند، چراکه این فلسفه طی دو هزار سال و بر مبنای سنت دیرین مسیحیت شکل‌گرفته است. وی در نهم مارچ 1937 و در سن 72 سالگی زندگی را بدرود گفت.

لینک کوتاه: http://www.setaresobh.ir/fa/main/detail/71663/

ارسال دیدگاه شما