حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی:

اولین مساله مهم برای هاشمی مردم بود

اولین مساله مهم برای هاشمی مردم بود

دبیرکل حزب کارگزاران به جماران گفت: من در هواپیمای تهران کرمان به سردار سلیمانی گفتم که «این نقد به ما وارد است که چرا ایران به دنبال مصالحه میان اسد با مخالفینش نرفت؟!» سردار در پاسخ گفت، «ما نیز مصالحه را قبول داشتیم و پیشنهادش را هم دادیم ولی اردوغان مخالف بود. به دلیل اینکه می خواست کردها را سرکوب کند و بهترین شرایط برایش با جنگ داخلی در سوریه رقم می زد».
ترور سردار سلیمانی به معنای سوختن سرمایه ای چند ده ساله بود

بالاخره این امر مثبتی نیست که بین رهبری و کسانی که صاحب تجربه و خرد هستند و راهکارهایی برای امور کشور دارند، فاصله بیفتد. وقتی پیرامون رهبری و ستادی که می خواهد کشور را اداره کند، از عناصری نظیر آقایان هاشمی، خاتمی، روحانی، لاریجانی و جهانگیری و...خالی شود چه کسی نفع می برد. لذا شخصا این مشی آقای سلیمانی را می پسندم که کسی که منصوب رهبری است حتما باید طوری حرکت کند که بتواند کار را پیش ببرد. 
اینکه ما به هر دلیل با ترامپ به بن بست رسیدیم، و شرایط به سمتی رفت که آمریکا این جسارت را کرد که یک سردار با تجربه و مسلطی چون سردار سلیمانی را از ما بگیرد، به نفع ما نبود و به معنای سوختن سرمایه ای چند ده ساله بود.

سردار سلیمانی در سال های آخر به آنچه آقای هاشمی تحلیل می کرد، خوش بین نبود
درخصوص ارتباط ایشان با آقای هاشمی، من یادم است که آقای رضایی گفته بود اوایل جنگ با اینکه سردار سلیمانی خودش اهل کرمان بود حتی اسم آقای هاشمی را هم نشنیده بود ولی در جنگ چنین درخشید تا می رسیم که ایشان تا آخر عمر آقای هاشمی، ارتباطی خوب با ایشان داشت... آقای سلیمانی برای آقای هاشمی به عنوان یکی از بزرگان کشور احترام خاصی قائل بود و روابط خود را نیز با ایشان به طور کامل حفظ کرده بود. ولی به نظر من نه آقای سلیمانی در ماه ها و سالهای آخر خیلی تحلیل ها و مواضع آقای هاشمی را قبول داشت و نه آقای هاشمی همه آنچه توسط سردار سلیمانی انجام می شد را قبول داشت. 
آقای سلیمانی در آخرین حرفی که از ایشان شنیدم گفت که آقای هاشمی چون مدتی است که سیستم اطلاعاتی کشور، اطلاعات دقیق را به ایشان نمی دهد و دسترسی به اطلاعاتش ضعیف شده، تحلیل هایش از واقعیت فاصله گرفته است.   این برداشت آقای سلیمانی نسبت به آقای هاشمی در سال های آخر بود. یعنی به آنچه آقای هاشمی تحلیل می کرد، خوشبین نبود.

آقای هاشمی با آقای سلیمانی درباره مسائل سوریه اختلاف نظر داشت
آقای هاشمی هم با آقای سلیمانی درباره مسائل سوریه اختلاف نظر داشت. از نظر من زندگی و فرماندهی سردار سلیمانی به سه بخش تقسیم می شود. یک بخش مربوط به زمان جنگ است که از نظر من دفاع ایران در برابر تجاوز صدام از این بابت که دفاع مقدس بوده، کاملا منطقی و قابل قبول است. بنابراین درخشش سردار سلیمانی و سایر رزمندگان امری قابل دفاع و مشروع است. هرچند ممکن است در عملیات ها و سیاستگذاری های مربوط به جنگ اشتباهاتی هم رخ داده باشد. ولی آنچه اتفاق افتاده هم اصیل بوده هم موجه و قابل دفاع.
به نظرم هیچ یک از مردم ایران در قابل قبول بودن این بخش از زندگی سردار سلیمانی تردید ندارند. به بخش سوم زندگی سردار سلیمانی زودتر اشاره می کنم و بعد به بخش دوم می پردازم.
بخش سوم زندگی سردار سلیمانی در سپاه قدس و ایستادگی در برابر داعش و دفع فتنه داعش است. بعد از سقوط موصل معلوم شد که خطر داعش بسیار جدی است و از سراسر دنیا افرادی تندرو جمع شده بودند و داشتند به مرزهای ایران نزدیک می شدند. حتما این بخش از اقدامات سردار سلیمانی نیز برای دفع فتنه داعش و فروپاشی داعش در عراق و سوریه جزو بخش های بسیار موجه ای است که او را تبدیل به «سردار ملی» کرد. تا پیش از آن، او یکی از سرداران عالی رتبه سپاه تلقی می شد.


 آقای هاشمی همراه با مردم تغییر کرد
چند موضوع برای آقای هاشمی مهم بود. اولین مساله ای که برای ایشان مهم بود، مردم بودند. اگر بگوییم که آقای هاشمی تغییر نکرد حرف درستی نزده ایم. هرچند خود ایشان می گفت من تغییری نکرده ام. آقای هاشمی همراه با مردم تغییر کرد. هاشمی دهه شصت، کسی بود که با مردمی که چارچوب ها و ضوابط مربوط به آن دوره را قبول داشتند همراه بود و در دهه ۸۰ و ۹۰ آقای هاشمی سوالش این بود که مردم کدام طرفند؟ 
یکی از راهبردهای اصلی آقای هاشمی، در دوران انقلاب و بعد از آن همه در یک جمله خلاصه می شود که ایشان باور داشت که جمهوری اسلامی منهای مردم شدنی نیست. مساله دوم منافع ملی است. به نحوی که اگر منافع ملی ایجاب می کند ما مبارزه کنیم، مبارزه می کنیم یا اگر منافع ملی مان ایجاب می کند که مصالحه کنیم، مصالحه می کنیم. منافع ملی و آینده ایران آنقدر اولویت دارد که سیاستمدار خود را با آن تطبیق دهد. مردم و منافع ملی برای آقای هاشمی در درجه نخست اهمیت قرار داشت. 
آقای هاشمی جمهوری اسلامی منهای مردم را فاصله گرفتن از واقعیت ها می دانست
نه چنین نیست. بعد از سال ۸۸، آقای حاج عبدالله نوری پیش آقای هاشمی رفت و گفت شما که همیشه اهل مانور بودید چرا امروز مسائل خود را حل نمی کنید. ایشان گفت: آقای نوری شما که می دانید من اگر بخواهم مسائلم را حل کنم از همه شما امکاناتم برای حل مسائلم با جمهوری اسلامی فراهم تر است. همه امکاناتی را هم که از من گرفتند برمی گردانند ولی سوالم اینجاست که مردم کدام طرفند؟ آقای نوری گفتند مردم تکلیفشان معلوم است و آقای هاشمی هم گفتند پس من هم تکلیفم معلوم است.
آقای هاشمی اگر تصمیم می گرفت که مناصب رسمی اش را در هر سطحی حفظ کند این امکان برایش همیشه وجود داشت. آقای هاشمی جمهوری اسلامی منهای مردم را فاصله گرفتن از واقعیت ها می دانست و مردم برایش در درجه اول اهمیت داشت و هدف را هم گم نکرده بود. هدف جمهوری اسلامی حاکم شدن زید و عمر نیست. هدف جمهوری اسلامی تامین منافع ملی ایران است و هرچه که با منافع ملی ایران سازگار باشد از طرف یک سیاستمدار حرفه ای مانند آقای هاشمی مورد دفاع قرار می گرفت.

لینک کوتاه: http://www.setaresobh.ir/fa/main/detail/84088/

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه

حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی:

اولین مساله مهم برای هاشمی مردم بود

اولین مساله مهم برای هاشمی مردم بود

دبیرکل حزب کارگزاران به جماران گفت: من در هواپیمای تهران کرمان به سردار سلیمانی گفتم که «این نقد به ما وارد است که چرا ایران به دنبال مصالحه میان اسد با مخالفینش نرفت؟!» سردار در پاسخ گفت، «ما نیز مصالحه را قبول داشتیم و پیشنهادش را هم دادیم ولی اردوغان مخالف بود. به دلیل اینکه می خواست کردها را سرکوب کند و بهترین شرایط برایش با جنگ داخلی در سوریه رقم می زد».
ترور سردار سلیمانی به معنای سوختن سرمایه ای چند ده ساله بود

بالاخره این امر مثبتی نیست که بین رهبری و کسانی که صاحب تجربه و خرد هستند و راهکارهایی برای امور کشور دارند، فاصله بیفتد. وقتی پیرامون رهبری و ستادی که می خواهد کشور را اداره کند، از عناصری نظیر آقایان هاشمی، خاتمی، روحانی، لاریجانی و جهانگیری و...خالی شود چه کسی نفع می برد. لذا شخصا این مشی آقای سلیمانی را می پسندم که کسی که منصوب رهبری است حتما باید طوری حرکت کند که بتواند کار را پیش ببرد. 
اینکه ما به هر دلیل با ترامپ به بن بست رسیدیم، و شرایط به سمتی رفت که آمریکا این جسارت را کرد که یک سردار با تجربه و مسلطی چون سردار سلیمانی را از ما بگیرد، به نفع ما نبود و به معنای سوختن سرمایه ای چند ده ساله بود.

سردار سلیمانی در سال های آخر به آنچه آقای هاشمی تحلیل می کرد، خوش بین نبود
درخصوص ارتباط ایشان با آقای هاشمی، من یادم است که آقای رضایی گفته بود اوایل جنگ با اینکه سردار سلیمانی خودش اهل کرمان بود حتی اسم آقای هاشمی را هم نشنیده بود ولی در جنگ چنین درخشید تا می رسیم که ایشان تا آخر عمر آقای هاشمی، ارتباطی خوب با ایشان داشت... آقای سلیمانی برای آقای هاشمی به عنوان یکی از بزرگان کشور احترام خاصی قائل بود و روابط خود را نیز با ایشان به طور کامل حفظ کرده بود. ولی به نظر من نه آقای سلیمانی در ماه ها و سالهای آخر خیلی تحلیل ها و مواضع آقای هاشمی را قبول داشت و نه آقای هاشمی همه آنچه توسط سردار سلیمانی انجام می شد را قبول داشت. 
آقای سلیمانی در آخرین حرفی که از ایشان شنیدم گفت که آقای هاشمی چون مدتی است که سیستم اطلاعاتی کشور، اطلاعات دقیق را به ایشان نمی دهد و دسترسی به اطلاعاتش ضعیف شده، تحلیل هایش از واقعیت فاصله گرفته است.   این برداشت آقای سلیمانی نسبت به آقای هاشمی در سال های آخر بود. یعنی به آنچه آقای هاشمی تحلیل می کرد، خوشبین نبود.

آقای هاشمی با آقای سلیمانی درباره مسائل سوریه اختلاف نظر داشت
آقای هاشمی هم با آقای سلیمانی درباره مسائل سوریه اختلاف نظر داشت. از نظر من زندگی و فرماندهی سردار سلیمانی به سه بخش تقسیم می شود. یک بخش مربوط به زمان جنگ است که از نظر من دفاع ایران در برابر تجاوز صدام از این بابت که دفاع مقدس بوده، کاملا منطقی و قابل قبول است. بنابراین درخشش سردار سلیمانی و سایر رزمندگان امری قابل دفاع و مشروع است. هرچند ممکن است در عملیات ها و سیاستگذاری های مربوط به جنگ اشتباهاتی هم رخ داده باشد. ولی آنچه اتفاق افتاده هم اصیل بوده هم موجه و قابل دفاع.
به نظرم هیچ یک از مردم ایران در قابل قبول بودن این بخش از زندگی سردار سلیمانی تردید ندارند. به بخش سوم زندگی سردار سلیمانی زودتر اشاره می کنم و بعد به بخش دوم می پردازم.
بخش سوم زندگی سردار سلیمانی در سپاه قدس و ایستادگی در برابر داعش و دفع فتنه داعش است. بعد از سقوط موصل معلوم شد که خطر داعش بسیار جدی است و از سراسر دنیا افرادی تندرو جمع شده بودند و داشتند به مرزهای ایران نزدیک می شدند. حتما این بخش از اقدامات سردار سلیمانی نیز برای دفع فتنه داعش و فروپاشی داعش در عراق و سوریه جزو بخش های بسیار موجه ای است که او را تبدیل به «سردار ملی» کرد. تا پیش از آن، او یکی از سرداران عالی رتبه سپاه تلقی می شد.


 آقای هاشمی همراه با مردم تغییر کرد
چند موضوع برای آقای هاشمی مهم بود. اولین مساله ای که برای ایشان مهم بود، مردم بودند. اگر بگوییم که آقای هاشمی تغییر نکرد حرف درستی نزده ایم. هرچند خود ایشان می گفت من تغییری نکرده ام. آقای هاشمی همراه با مردم تغییر کرد. هاشمی دهه شصت، کسی بود که با مردمی که چارچوب ها و ضوابط مربوط به آن دوره را قبول داشتند همراه بود و در دهه ۸۰ و ۹۰ آقای هاشمی سوالش این بود که مردم کدام طرفند؟ 
یکی از راهبردهای اصلی آقای هاشمی، در دوران انقلاب و بعد از آن همه در یک جمله خلاصه می شود که ایشان باور داشت که جمهوری اسلامی منهای مردم شدنی نیست. مساله دوم منافع ملی است. به نحوی که اگر منافع ملی ایجاب می کند ما مبارزه کنیم، مبارزه می کنیم یا اگر منافع ملی مان ایجاب می کند که مصالحه کنیم، مصالحه می کنیم. منافع ملی و آینده ایران آنقدر اولویت دارد که سیاستمدار خود را با آن تطبیق دهد. مردم و منافع ملی برای آقای هاشمی در درجه نخست اهمیت قرار داشت. 
آقای هاشمی جمهوری اسلامی منهای مردم را فاصله گرفتن از واقعیت ها می دانست
نه چنین نیست. بعد از سال ۸۸، آقای حاج عبدالله نوری پیش آقای هاشمی رفت و گفت شما که همیشه اهل مانور بودید چرا امروز مسائل خود را حل نمی کنید. ایشان گفت: آقای نوری شما که می دانید من اگر بخواهم مسائلم را حل کنم از همه شما امکاناتم برای حل مسائلم با جمهوری اسلامی فراهم تر است. همه امکاناتی را هم که از من گرفتند برمی گردانند ولی سوالم اینجاست که مردم کدام طرفند؟ آقای نوری گفتند مردم تکلیفشان معلوم است و آقای هاشمی هم گفتند پس من هم تکلیفم معلوم است.
آقای هاشمی اگر تصمیم می گرفت که مناصب رسمی اش را در هر سطحی حفظ کند این امکان برایش همیشه وجود داشت. آقای هاشمی جمهوری اسلامی منهای مردم را فاصله گرفتن از واقعیت ها می دانست و مردم برایش در درجه اول اهمیت داشت و هدف را هم گم نکرده بود. هدف جمهوری اسلامی حاکم شدن زید و عمر نیست. هدف جمهوری اسلامی تامین منافع ملی ایران است و هرچه که با منافع ملی ایران سازگار باشد از طرف یک سیاستمدار حرفه ای مانند آقای هاشمی مورد دفاع قرار می گرفت.

لینک کوتاه: http://www.setaresobh.ir/fa/main/detail/84088/

ارسال دیدگاه شما