ضیاءمصباخ-کنشگر اجتماعی
پیشینه : قرار بود که در ایالات متحده آمریکا از اول ماه مه ۱۸۸۶ ساعات کار به ۸ ساعت در روزکاهش یابد ،درپی خودداری مقامات از پذیرش این درخواست ،تظاهرات در شماری از شهرهای آمریکا برگزارشد که چند روز ادامه داشت.
کارگران در گوشه و کنار دست به تظاهرات زدند و در ۱۲۰۰ کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت.
شمار کارگران معترض به ویژه در شیکاگو بیش از دیگر شهرها و نزدیک به ۹۰ هزار تن بود.
در ۴ مه ۱۸۸۶ تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در میدان «هیمارکت» جمع شده و به حرکت درآمدند. پلیس خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت.
یک مأمور پلیس کشته و چند کارگر و پلیس دیگر مجروح شدند، این رویداد سبب شد که تیراندازی و کشتار صورت گیردوپلیس با خشونت جمعیت را پراکنده کرد..
در پی این رخداد، هشت تن به عنوان مسبب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود.
دادگاه یکی از این دستگیرشدگان را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند.
فرماندار ایالت ایلینوی مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد کاهش داد.
یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند.
با انتشار اخبار مربوط به این ، کشتار و اعدام به دیگر کشورها، در گوشه و کنار جهان، مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر نام گرفت.
به دنبال این خشونتها مبارزه برای تصویب قانون ۸ ساعت کار در روز ،برای چند سال با وقفه مواجه شد.
در اول ماه مه ۱۸۹۰ به دعوت اتحادیههای کارگری آمریکا تظاهرات گسترده دیگری صورت گرفت و اوایل سده ۲۰ (میلادی) با قدرت گرفتن جنبشهای سوسیالیستی در شماری از کشورهای جهان، روز اول ماه می به عنوان روز جهانی کارگر مورد توجه ویژه قرارگرفت....
**و در میهنمان این روز از زمان وزیر کار نظام پیشین «دکتر مجیدی » برسمیت شناخته و کماکان برسمیت شمرده میشود ....
اما بعد : همزمان با این روز ، با نگاهی به اوضاع و احوال نیرو های در خدمت با درامد ثابت ،که توجه به انها در ارامش فکر وروان جامعه و پیشرفت ملک وملت موثر می افتد - مخضوصا معلمان اندیشمند و کارگر ان ارزشمند باید گفت :
* اقتصاد دولتی وحمایت نا معقول از«بخش خصولتی» تنرل روابط جامعه را فراهم ساخته و تخصیص غیرعادلانه منابع انهم برای مشغول نمودن اذهان در مورد تامین حد اقل های زندگی ،شکاف بین فقیر و غنی را افزون میسازند..
*در سیستم فعلی برامده از منافع گروهی و سهم خواهی های پایان ناپذیر، عواملی فعالیت بخش خصوصی این کار افرین اصلی - را دچار مشکلات نموده و قشرهای حقوق بگیر«نگران فردا و ناتوان از برنامه ریزی »، از سر استیصال به اعتراض روی می اورند .
*از سوئی دیگر : انتظارافزایش حقوق و دستمزد برای ترمیم قدرت خرید و تامین نیازهای روزانه انهم نا کافی در خرید مایحتاج –جواب نمیدهد، به این علت که همزمان با اضافه شدن دریافتی ها ، تورم بیشتر می شود، در نتیجه افزایش دستمزدها تورم «واین دور و تسلسل » گریبان حقوق بگیران ثابت را رها نمیسازد و افزایش دستمزد در نهایت به زیان آنان خواهد بود و در کوتاه مدت قدرت خریدشان تحلیل میرود ....این فرآیند را سالها ست که دولتها ،تجربه و آثار آن را بخوبی میدانند.
* عامل اصلی کاهش قدرت خرید و همزمان افت ارزش پول و قرار گرفتن در قعر جداول در مقایسه با دیگر کشورها :....نا توانی مجریان نا آگاه در اقتصاد است.
*در سالهای اخیر خالص بدهیهای دولت به بانک مرکزی افزایش و بدون پشتوانه اسکناس چاپ - در اختیار قرار می گیرد ، این نقدینگی تورم را بالا می برد.
*با عدم سرمایهگذاری و تناسب آن با حجم نقدینگی، اقتصاد تولیدی، اشتغال و درآمد ملی از نفس میفتد- تورم، بیکاری، فقر و تبعات اجتماعی ،جامعه را دچار مشکل می کند.
* انچه امد ،مخصوصا موثر بر قشر حقوق و دستمزد بگیر ثابت از همه مهمتر فرهنگیان (با گرامیداشت خاطر خطیر انان ) این بانیان رشد فکری و آگاهی جامعه که ستون اصلی توسعه و پیشرفت جامعه تعریف میشوند ....برامده از ساختاریست که با استقرار افراد فاقد تجربه، بدون طی سلسله مراتب شغلی ، نا بر خورداری از شرایط احراز و عدم پاسخگو ئی بنیان شرافت و انسانیت را تنزل میدهند.
بر منادیان وحدت و همراهی واجب است که : با تقویت روحیه همکاری، حفظ ارزشها و ثبات قیمتها از طریق تامین نیازها برای یک زندگی شرافتمندانه ، موجبات سلامت فکر و روان احاد مردمان و ایجاد انگیزه خدمت که قشر ارجمند معلم وکارگر شاخص ترین ان میباشد