
ستاره صبح- فرزاد فریدونی: نامهای جغرافیایی صرفاً واژههایی برای شناسایی دریاها، کوهها و سرزمینها نیستند؛ گاهی بخشی از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و مناسبات سیاسی ملتها به شمار میروند. به همین دلیل، هرگونه بحث درباره تغییر نام یک پهنه جغرافیایی مهم، میتواند فراتر از یک تصمیم کارشناسی یا رسانهای، به موضوعی اجتماعی و حتی دیپلماتیک تبدیل شود. در روزهای اخیر، استفاده از عنوان «دریای کاسپین» بهجای «دریای خزر» در صداوسیما و همچنین درخواست معاون اول رئیسجمهور برای بررسی کارشناسی این موضوع، بحث تازهای را درباره نام این دریا در ایران به راه انداخته است. در همین حال، گروهی از شهروندان و فعالان با انتشار کارزاری خطاب به رئیسجمهور و هیئت دولت، خواستار جلوگیری از هرگونه اقدام برای تغییر نام دریای خزر شدهاند؛ کارزاری که علاوه بر ملاحظات تاریخی و سیاسی، بر حساسیتهای قومی، جایگاه زبانهای مختلف در ایران و ضرورت پرهیز از ایجاد تنش با کشورهای همسایه تأکید دارد.
نام دریای خزر؛ چرا تغییر آن حساسیتبرانگیز شده است؟
استفاده از عنوان «دریای کاسپین» در برخی برنامههای صداوسیما و طرح موضوع بررسی تغییر نام این دریا، واکنشهایی را در فضای عمومی به دنبال داشته است. موافقان استفاده از عنوان کاسپین معمولاً به پیشینه تاریخی نام کاسپی و ارتباط آن با اقوام باستانی ساکن پیرامون این دریا اشاره میکنند. در مقابل، مخالفان معتقدند نام خزر نیز دارای سابقه تاریخی و جایگاه تثبیتشده در زبانها و فرهنگهای منطقه است و نمیتوان آن را صرفاً به دلیل ریشه زبانی کنار گذاشت.
موضوع زمانی حساستر میشود که بحث تغییر نام، با مسئله هویت قومی و زبانی در ایران پیوند میخورد. ایران کشوری با تنوع قومی و زبانی است و اقوام مختلف، از جمله ترکها، فارسها، لرها، ترکمنها، بلوچها و عربها، در شکلگیری هویت تاریخی و فرهنگی کشور نقش داشتهاند. از این منظر، منتقدان تغییر نام خزر معتقدند نباید انتخاب یک عنوان جغرافیایی به شکلی انجام شود که این تصور را ایجاد کند زبان یا هویت بخشی از شهروندان ایرانی نسبت به دیگران جایگاه پایینتری دارد.
کارزار خطاب به رئیسجمهور؛ سه نگرانی اصلی مخالفان تغییر نام
در کارزاری که خطاب به رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت منتشر شده، امضاکنندگان با درخواست توقف هرگونه اقدام برای تغییر نام دریای خزر، سه محور اصلی را مطرح کردهاند.
۱. نگرانی از ایجاد حساسیتهای قومی و زبانی
نخستین محور این کارزار به مسئله هویت اقوام ترک ایران مربوط میشود. امضاکنندگان معتقدند اگر استفاده از نام کاسپین با این استدلال صورت گیرد که نام خزر غیرایرانی است، ممکن است این برداشت در میان بخشی از شهروندان ترکزبان ایجاد شود که زبان و پیشینه فرهنگی آنان در تعریف هویت ایرانی نادیده گرفته شده است.
در این درخواست، به اقوام و گروههای مختلف ترکزبان ایران، از جمله آذربایجانیها، قشقاییها، ترکمنها، خلجها، افشارها و شاهسونها اشاره شده است. استدلال مطرحشده این است که زبانها و فرهنگهای مختلف، بخشی از واقعیت تاریخی ایران هستند و نباید در تصمیمگیریهای مربوط به نامهای جغرافیایی، میان ایرانی بودن زبانها و فرهنگها تمایز ارزشی ایجاد شود.
۲. نگرانی از پیامدهای دیپلماتیک و روابط با همسایگان
دومین محور کارزار به مناسبات ایران با کشورهای ساحلی دریای خزر مربوط میشود. امضاکنندگان معتقدند نام خزر در روابط منطقهای و اسناد تاریخی و حقوقی جایگاه شناختهشدهای دارد و هرگونه تلاش برای تغییر آن، بدون بررسی دقیق پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک، میتواند زمینهساز سوءبرداشت یا حساسیت در روابط با کشورهای همسایه شود.
دریای خزر میان ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان قرار دارد و موضوعات مرتبط با این پهنه آبی، از حقوق دریایی و منابع انرژی گرفته تا محیط زیست و همکاریهای اقتصادی، از اهمیت راهبردی برخوردار است. بنابراین، مخالفان تغییر نام تأکید دارند که تصمیمگیری درباره چنین موضوعی باید با در نظر گرفتن ملاحظات منطقهای و ضرورت حفظ روابط دوستانه با کشورهای ساحلی انجام شود.
۳. مسئله نام خلیج فارس و ضرورت پرهیز از دوگانگی
سومین محور مطرحشده در کارزار، به موضع رسمی ایران درباره نام خلیج فارس مربوط است. ایران همواره در برابر تلاشها برای تغییر نام تاریخی خلیج فارس موضعی قاطع داشته و بر حفظ این عنوان تأکید کرده است.
امضاکنندگان معتقدند اگر کشور در برابر تغییر نام خلیج فارس ایستادگی میکند، باید در برخورد با نام دریای خزر نیز به سابقه تاریخی و جایگاه تثبیتشده آن توجه داشته باشد. از نگاه آنان، اتخاذ رویکردهای متفاوت در موضوعات مشابه میتواند این پرسش را ایجاد کند که معیار رسمی کشور برای دفاع از نامهای جغرافیایی چیست.
البته تفاوتهای تاریخی و زبانی میان نام خلیج فارس و دریای خزر نیز باید در بررسی کارشناسی این موضوع مورد توجه قرار گیرد و نمیتوان بدون بررسی مستقل، این دو مسئله را کاملاً مشابه دانست.
کاسپین یا خزر؛ اختلاف بر سر ریشه تاریخی نامها
یکی از دلایل اصلی طرح عنوان کاسپین، پیشینه تاریخی قوم کاسپی است. کاسپیها از اقوام باستانی شناختهشده در نواحی پیرامون این دریا بودهاند و نام کاسپین در بسیاری از زبانهای اروپایی برای اشاره به این پهنه آبی استفاده میشود.
در مقابل، عنوان خزر نیز به نام قوم خزر ارتباط دارد؛ قومی که در بخشهایی از تاریخ در شمال قفقاز و مناطق پیرامونی دریای خزر حضور داشته است. بنابراین، هر دو عنوان دارای پیشینه تاریخی هستند و بحث درباره آنها صرفاً با استناد به ایرانی یا غیرایرانی بودن یک واژه قابل جمعبندی نیست.
نکته مهم این است که نامهای جغرافیایی در طول تاریخ تحت تأثیر زبانها، اقوام، حکومتها و مناسبات سیاسی تغییر کردهاند. از همین رو، بررسی ریشهشناختی نامها باید از تصمیمگیری سیاسی برای تغییر نام رسمی آنها تفکیک شود.
مطالبه امضاکنندگان چیست؟
امضاکنندگان این کارزار در پایان درخواست خود، خواستار آن شدهاند که رئیسجمهور و هیئت دولت از هرگونه اقدام برای تغییر نام دریای خزر جلوگیری کنند. همچنین درخواست کردهاند این موضوع به دستگاههای اجرایی تابعه و صداوسیما ابلاغ شود تا از بهکارگیری عنوانی که از نگاه آنان میتواند موجب اختلاف و حساسیت شود، خودداری گردد.
این درخواست در شرایطی مطرح شده که دریای خزر برای ایران فقط یک پهنه آبی در شمال کشور نیست؛ بلکه از نظر اقتصادی، زیستمحیطی، تجاری، انرژی و ارتباطات منطقهای اهمیت فراوانی دارد. توسعه بنادر شمالی، حملونقل دریایی، تجارت با کشورهای حوزه خزر و بهرهبرداری پایدار از منابع این دریا، همگی به ثبات همکاریهای منطقهای وابسته هستند.
تصمیمی که نباید بدون اجماع گرفته شود
بحث بر سر نام دریای خزر نشان میدهد که حتی یک واژه جغرافیایی نیز میتواند به موضوعی مرتبط با هویت ملی، تنوع فرهنگی و سیاست خارجی تبدیل شود. در چنین شرایطی، تصمیمگیری شتابزده یا تغییر رویه رسانههای رسمی بدون ارائه توضیحات کارشناسی، میتواند به افزایش ابهام و شکلگیری حساسیتهای اجتماعی منجر شود.
به نظر میرسد پیش از هرگونه تصمیم درباره این موضوع، لازم است دیدگاه تاریخپژوهان، زبانشناسان، جغرافیدانان، حقوقدانان و کارشناسان روابط بینالملل بررسی شود. همچنین باید به این پرسش پاسخ داده شود که آیا اساساً تصمیمی برای تغییر نام رسمی دریای خزر وجود دارد یا صرفاً استفاده از یک معادل تاریخی و بینالمللی در دستور کار قرار گرفته است؟
آنچه اهمیت دارد، حفظ انسجام ملی، احترام به تنوع زبانی و فرهنگی ایران و پرهیز از تصمیمهایی است که بدون ضرورت و اجماع کارشناسی، به یک موضوع تاریخی و جغرافیایی، ابعاد سیاسی و اجتماعی تازهای ببخشد. دریای خزر بخشی از جغرافیای ایران است و هر تصمیم درباره نام آن باید با دقت، شفافیت و در نظر گرفتن منافع ملی اتخاذ شود.