با توجه به اظهارات مقامات عالی آمریکا، مشاهده تحرکات نظامی و امنیتی ایالات متحده در منطقه و بازی کلامی و رسانهای دونالد ترامپ؛ این کشور چه برنامهای برای منطقه ریخته و در قبال قدرت و سیاست در ایران چه اندیشهای دارد؟
سناریوهایی مطرح میشود که هرکدام نسبتی ولو اندک با درگیری نظامی برقرار میکنند، ولی به عقیده من ۳ سناریو واقعگرایانه و محتمل است. اول اینکه لشگر کشی ترامپ به خاورمیانه و دوم بستن تعرفه ۲۵ درصدی به شرکای تجاری ایران، برای وارد ساختن فشار بر جمهوری اسلامی است تا به آنچه ایالات متحده از ایران میخواهد تن دهند. این سناریو بدون جنگ موفق خواهد بود ولی سناریوی سوم درگیری محدودی بین آمریکا و ایران.
اگر سناریوی اول جواب نداد ۲ طرح دیگر پیش روی ایران و آمریکا است. آمریکا در قدم دوم با عملیاتی هدفمند نیروهای کلیدی نظام را مورد تهدید قرار خواهد داد. اگر این سناریو جواب ندهد گزینه بعدی جنگ است که خسارت بار است.
آمریکا در هر سه سناریو با دقت طولانی نشدن درگیری را رصد کرده است. ایالات متحده نمیخواهد نه در خاورمیانه و نه در هیچ نقطه دیگری از جهان وارد جنگی بی انتها شود.
برای تحلیل رفتار آمریکا باید به این نکته توجه کنیم که حفظ منافع ایالات متحده اولین خواسته دونالد ترامپ است او در مورد ونزوئلا نیز همین کار را انجام داد و اجازه نداد آمریکا بخاطر تغییر نظام سیاسی در کشور دیگری هزینه کند. گزینه ترامپ درباره ایران معلوم نیست.
قدم اول فشار بر حاکمیت است تا به معامله با آمریکا تن دهد. هر معاملهای که ترامپ در آن احساس برد کند، در این دوره مطلوب آمریکا خواهد بود. رئیسجمهور آمریکا هر نوبت مورد جدیدی را به خواستههایش از جمهوری اسلامی اضافه میکند. از ایران خواسته شد تا موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد! وقتی از فشار آمریکا بر جمهوری اسلامی صحبت میکنیم منظورمان تنگ شدن دایره حدی است تا جاییکه حتی گاهی به نظر میرسد ایالات متحده نمیخواهد توافق کند و در حال بازی با ایران است.
جنگ احتمالی ایران و آمریکا نزدیکتر از هر زمان دیگری احساس میشود، نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا آمریکا میخواهد درگیری نظامی دیگری را در خاورمیانه آغاز کند؟
وضعیت پیچیده است و احتمال بروز تمام گزینهها وجود دارد. درگیری نظامی نیز یکی از گزینهها است و هیچکدام از طرفین احتمال آن را رد نکردهاند و آنچه مشاهده میکنیم نشان میدهد در هر دو سو گروههایی با جدیت از بروز درگیری استقبال میکنند.
رفتار رئیسجمهور آمریکا، این کنش و تهدید او پشتوانه عملیاتی دارد. آمریکا از نظر نظامی و اقتصادی توانایی به اجرا در آوردن تهدیدات دونالد ترامپ را دارا است. از این منظر نمیتوان گفت دونالد ترامپ بلوف میزند او برای تأخیر در اجرای تهدیدات اش دلایلی دارد که از جمله آنها میتوان به تبعات درگیری نظامی اشاره کرد. تهدیدات ترامپ پشتوانه اجرایی دارد. ما باید بپذیریم که این توانمندی در ایالات متحده وجود دارد و هر آن میتواند به ایران حمله کند.
ترامپ سیاستهایی که در کشوی روسای جمهور ایالات متحده بایگانی شده بود را بیرون کشیده و از محتوای آن و اختیاراتی که به وی داده شده به نفع دولت خود استفاده میکند. بخش عمده کنش سیاسی ترامپ توسط روسای جمهور پیشین با محافظه کاری اجرا شده بود، ولی دونالد ترامپ اعتقادی به ادبیات سیاسی همتایان خود و ملاحضات سیاسی آنها ندارد.
شیوه اعمال قدرت و روش نمایش ابرقدرت بودن آمریکا در دوران دونالد ترامپ متفاوت از دوره دیگر روسای جمهور است. او با بی پروایی بالایی عمل میکند و چون قدرت دارد خود را مجاز به انجام هر کاری میداند. ترامپ میگوید هر آنچه که من میگویم درست است و شما باید آن را انجام بدهید این تعریف ساده فاشیست است و ترامپ نقش یک فاشیست را به نمایش میگذارد.
با توجه به آنچه گفتید باید بپرسم چه راهی برای جلوگیری از درگیری باقی مانده است؟ ایران چطور میتواند داشتهها، منابع، زیرساختها و مردم خود را از گزند جنگ در امان نگه دارد؟
من و شما بارها با هم صحبت کردهایم و در این رابطه حرف زده بودیم و باز هم میگویم که سیاستهای کشور باید متناسب با قواعد جهانی چیده شود. ما بارها و بارها در گفتوگو های متعدد حاکمیت را مخاطب قرار دادیم و خواهش کردیم قبل از آن که نظمی به ما تحمیل شود خود با اصلاحاتی ضروری شرایط را به نفع کشور و مردم تغییر بدهیم.
دلسوزان بارها و بارها درباره تغییر و اصلاح قانون اساسی حرف زدند که میتوانست دشمن خارجی را خلع سلاح کند. فرصتهای طلایی بسیاری داشتیم که میتوانستیم با استفاده از آنها به جامعه بینالملل برگردیم. نمونههای خوبی در منطقه وجود دارد که میتوانستیم با الگو قرار دادن آنها عمل کنیم.
کار به جای سختی رسده است من به عراق اشاره میکنم که امروز پول نفت اش اول به حساب آمریکا واریز میشود بعد از آن طریق وارد بودجه کشور عراق میشود. چنین کشوری دیگر یک قدرت مستقل نخواهد بود. وقتی قدرتی خارجی وارد تغییر نظام سیاسی کشوری شد، یعنی از دست رفتن آن کشور! ایران تاریخی دارد که به ما اجازه نمیدهد زیر بار چنین نظمی برویم. تا زمانی که قدرت تغییر دادن شرایط را داریم باید کاری بکنیم نه وقتی کار از کار گذشت.
بارها گفتهام و باز هم میگویم ایران به شنیدن صدای اکثریت و به اصلاحات گسترده نیاز دارد. جنگ با آمریکا هیچ افق روشنی برایمان باقی نخواهد گذاشت. دور تا دورمان پر از کشورهایی است که دیر به فکر اخذ تصمیمات درست افتادند یا هرگز نتوانستند اشتباهات خود را جبران کنند. دخالت قدرت خارجی امروز این کشورها را زمین گیر کرده است. عراق، لیبی و سوریه نمونههای مهمی هستند که برای عبرت گرفتن باید چشم از روزگارشان برنداریم.
باید درس گرفت، باید اشتباهات را جبران کرد. ایران باید نرمش نشان بدهد. وگرنه نمیشود بگوییم غافلگیر شدیم. وقتی هنیه را در تهران ترور کردند غافلگیر شدیم! در جنگ ۱۲ روزه غافلگیر شدیم! در اتفاقات دی ماه غافلگیر شدیم! چرا ما غافلگیر میشویم پس این همه بودجه نظامی و امنیتی کجا صرف شده است؟! همین غافلگیری نشان میدهد باید در سیاستهای خود تجدید نظر کنیم و به اصلاحات گسترده تن بدهیم.