به عقیده این گروه آمریکا برای فشار به ایران در خاورمیانه حضور دارد. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان یک متغیر تشدید کننده تنش در هر تحلیلی اهمیت ویژه و تعیین کننده دارد. ستاره صبح در گفتوگو با حسن بهشتی پور، کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
حضور نیروی نظامی ایالات متحده در خلیج فارس چه معنایی برای منطقه و ایران دارد؟ آیا قصد ترامپ از این لشگر کشی و نمایش قدرت حمله به ایران است یا خیر؟
این موضوع در دو سطح قابل تحلیل است در سطح کلان و از نگاه مسئولین باید هر دو سناریو در نظر گرفته شود. هم باید توجه داشت که وقتی ناو آبراهام لینکن به منطقه میآید، حضور این تجهیزات عظیم حکایت از جنگ دارد. البته قبلاً هم این ناو به منطقه آمده بود، ولی جنگی در نگرفت. اما ایران باید تمام سناریوها را در بدترین حالت ممکن در نظر بگیرد و برای هر اتفاقی آماده باشد.
نکته دوم اخبار تکمیلی این ماجرا است وقتی میشنویم هواپیماهای سوخت رسان در اردن مستقر شدهاند یا نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاههای نظامی منطقه در حال تخلیه هستند و به پایگاه دیه گو گارسیا منتقل میشوند، این حکایتها از اجرای اقدامات تکمیلی خبر میدهد. در کنار رصد این تحرکات نظامی جدی حجم وسیعی از تبلیغات در جریان است. تا اینجا این وضعیت نشان دهنده اقداماتی است که از طرف آمریکا صورت گرفته تا مسئولین در ایران در تصمیمات خود تجدید نظر کنند. تا اینجا مخاطب مقامات ایران بودند که باید برای دفاع از کشور و جلوگیری از آسیب دیدن مردم و منافع ملی اقدامات لازم را انجام بدهند
سطح دوم تحلیل برای افکار عمومی و مردم ایران است. باید برای این گروه مشخص کرد که این حجم از تبلیغ و تهدید برای آن است که آمریکا میخواهد بدون عملیات نظامی به اهداف خود برسد. وضعیت دقیقاً مثل آتش تهیه در جبهه نبرد میماند که برای بهره برداری اولیه است و سپس نیروهای نظامی در کنار تانکها وارد میدان نبرد میشوند. این حجم از تبلیغ و فضا سازی با ایجاد تشویش و نگرانی، انسجام ملی را هدف گرفته است.
در رابطه با وقوع جنگ و نوع درگیریهای احتمالی چه پیش بینی دارید؟
وقتی جنگ ۱۲ روزه شروع شد پیش بینیهایی از آینده این درگیریها وجود داشت. بعد از جنگ گفته میشد اگر محرم یا اربعین یا ۲۸ صفر تمام شود باز اسرائیل به ایران حمله میکند. ولی این اتفاق نیفتاد چون انسجامی در داخل وجود داشت که مانع از تحقق اهداف اسرائیل در مورد ایران میشد.
در مرحله دوم تشدید تحریم و فشارهای اقتصادی برنامه ریزی شد تا از این طریق با راه افتادن اعتراضات داخلی، اهداف اسرائیل در داخل پیگیری شود. اگر اتحاد داخلی از بین برود و ناآرامیها تشدید شود زمینه مداخله خارجی فراهم خواهد شد. به این دلیل امروز نمیشود احتمال حمله آمریکا را پیش بینی کرد.
براساس نظریه عدم قطعیت امروز نمیتوان که گفت صددرصد حمله میشود و نه صددر صد حمله نمیشود. حمله آمریکا به ایران به صورت صددرصدی به رفتار مردم در قبال حاکمیت بستگی دارد. اگر ناآرامی ایجاد یا تشدید شود احتمال حمله نظامی بالا است. اجرای اصلاحات توسط حاکمیت به طوری که به جلب اعتماد مردم بیانجامد آمریکا را وادار به تغییر نقشه خود خواهد کرد.
آمریکا توان ورود به جنگ گسترده را ندارد زیرا افکار عمومی این کشور با جنگ در نقطه دیگری از جهان مخالف است آمریکا فقط میتواند ضربه نظامی بزند و برود. این کاری است که در تأسیسات اتمی نطنز و فوردو، اصفهان و در ونزوئلا انجام دادند.
رئیسجمهور ایالات متحده در روزها و هفتههای اخیر مرتباً اظهاراتی ضد و نقیض درباره ایران مطرح کرده است. او گاهی کاملاً مصمم و در پاره از از مواقع پر از تردید نمایش داده شده است. در مورد ایران با کدام وجه از شخصیت دونالد ترامپ روبهرو هستیم؟
ترامپ را باید به عنوان یک تاجر و بازرگان بشناسیم او در کتاب خود به خوبی به این نکته اشاره کرده است وی نمیخواهد کسی دست اش را بخواند. ترامپ نمیخواهد طرف مقابل از افکار و ایده او مطلع شود و به این صورت همواره دست برتر را داشته باشد. تاکتیک ترامپ سیاست ابهام است و استراتژی او ایجاد دلهره و وحشت در طرف مقابل است. دونالد ترامپ را باید جدی گرفت به شوخی گرفتن کارها و رفتار او درست و عاقلانه نیست. ترامپ برای ایران نقشههایی در سر دارد و نمیخواهد تهران متوجه برنامههای او شود. آمریکا اجازه نمیدهد ایران از تصمیم نهایی کاخ سفید سر در بیاورد. برای تحلیل درست دونالد ترامپ باید دیدگاههای او را در هر زمینهای دنبال کرد.