بهرهگیری از ابزار رسانه برای اجماع سازی افکار عمومی و تحت تأثیر قرار دادن دولتهای جهان کارسازتر از اقدام نظامی است. ایران در میانه بحرانها تنها مانده است. نارضایتی در داخل به دلیل ناکارآمدی اقتصاد، سیاست و فرهنگ به قوت خود باقی است و در خارج هم بیسابقهترین اقدامات سیاسی، رسانهای، دیپلماتیک و تهدید نظامی درحال انجام است که به چند نمونه آن اشاره میشود.
*سپاه پاسداران یک تشکیلات نظامی رسمی است. آمریکا و برخی کشورها این نیرو را در فهرست گروههای تروریستی قرار دادهاند. شرایط بهگونهای رقم خورده که امکان پیوستن برخی کشورها به اقدام آمریکا وجود دارد.
*پارلمان اروپا در تازهترین اقدام طرحی را تصویب کرد و از 27 کشور عضو خواسته «سپاه» را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد. پارلمان انگلیس هم به دولت فشار آورده و میآورد که سپاه را در فهرست گروه های تروریستی قرار دهد؛ البته دولت انگلیس تاکنون زیر بار خواسته پارلمان نرفته است.
*تازهترین اقدام در ارتباط با وقایع اخیر از سوی کمیته حقوق بشر سازمان ملل صورت گرفت. این کمیته ایران را به نقض حقوق بشر متهم کرد و قطعنامهای را با 25 رأی مخالف و 7 رأی مخالف و 14 رأی ممتنع علیه ایران صادر کرد.
* وقایع تلخ دیماه که از 8 دی در پاساژ علاءالدین و پاساژ چهارسو در تهران شروع شد به خشونت انجامید. مطابق آمار رسمی3117 نفر از طرفین جان خود را از دست دادند و خانوادهها عزادار شدند.
*حدود 5 تا 7 میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی میکنند. وقایع دیماه بهانه به دست بخشی از این جمعیت داد تا به خیابان بیایند و به دولتهایشان فشارآورند تا با ایران برخورد کنند.
واقعیت این است که دولتهای غربی برخلاف کشورهای جهان سوم روی «رأی» شهروندان دو تابعیتی ایرانی حساب میکنند. دولتها تحت تأثیر رأی آنها به سمت آمریکا و اسرائیل در خصوص برخورد با ایران میروند. روسیه و چین که بهظاهر متحد ایران هستند یا سکوت کردهاند یا واکنش لفظی دارند. تجربه نشان داده از تنور روسیه نانی برای ایران درنمیآید.
آنچه در خیابان، پارلمانها و دولتهای غربی در حال انجام است اجماع سازی و فراهم کردن بستر برای حمله آمریکا و اسرائیل به ایران است. اگر این اتفاق تحقق یابد ویرانگر خواهد بود. ایرانیها مخالف دخالت خارجی و خشونت در داخل هستند و میخواهند زندگی خوب و بدون تنش داشته باشند. رأیگیریهایی که تاکنون علیه روسیه و ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، کمیسیونهای آن، و شورای امنیت انجامشده آرای طرفدار روسیه، چین و ایران کمتر از انگشتان دست بوده است. این واقعیتی را نشان میدهد که روسیه، چین و ایران از وزن لازم در مجامع بینالمللی برخوردار نیستند. مهمتر اینکه دفاع روسیه و چین از ایران بیشتر نیمبند و کلامی است تا عملی و نظامی. وقتی وضع چنین است عقل و منافع ملی و مطالبه مردم حکم میکند که رویکردها در داخل و خارج تغییر کنند و سیاستهای کلیشهای و بی نتیجه قبل کنار گذاشته شود. ساختارها اصلاح شود، مجلس مردمی، شورای مردمی و دولت مردمی با برگزاری انتخابات آزاد بدون نظریه استصوابی برگزیده شوند. بازگشت به مردم و کنارگذاشتن خطاها و استفاده از افراد ملی، وطن دوست و تکنوکرات میتواند از بار مشکلات بکاهد و امید ایجاد کند.