ستاره صبح در گفت‌وگو با فریدون مجلسی، تحلیلگر روابط بین‌الملل بررسی کرد

چشم‌انداز سیاست و دیپلماسی در 1400

اشاره: (مصطفا صباغ، روزنامه‌نگار) - سالی که گذشت، سالی پرفرازونشیب برای سیاست ایران در داخل و خارج بود. در شرایطی که معاهده برجام بعد از خروج یک‌جانبه دولت آمریکا در سال ٢٠١٨ به کالبدی بی‌جان تبدیل‌شده بود، ناگهان در آمریکا، مردم این کشور به‌طور گسترده پای صندوق‌های رأی رفتند و به سیاست‌های مخرب دونالد ترامپ، نه گفتند. با کنار رفتن ناقض برجام از کاخ سفید، نوبت به جو بایدن، سیاستمدار کهنه‌کار حزب دموکرات رسید که قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام کرده بود که در چارچوب مخالفت باسیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ تمایل به بازسازی برجام دارد؛ هرچند او بازگشت ایران به تعهدات برجامی به‌صورت کامل را شرط برداشتن تحریم‌ها می‌داند. البته دولت بایدن و تیم دیپلماسی‌اش که همگی سابقه طولانی در این زمینه دارند، با چند اقدام مثبت، به انجام مذاکره و بازگشت به برجام چراغ سبز نشان دادند. ابتدا آمریکا به شورای امنیت نامه نوشت که از بازگرداندن تحریم‌‌‌‎های سازمان ملل علیه ایران از راه مکانیسم ماشه، چشم‌پوشی کرده و تحریم‌های سازمان ملل که شش سال پیش برداشته شدند، «فسخ‌شده» باقی می‌مانند؛ پس‌ازآن هم محدودیت‌های تردد دیپلمات‌های ایرانی در نیویورک برداشته شد. سپس آمریکا به اتحادیه اروپا اعلام کرد که حاضر است در قالب 1+5 با ایران مذاکره کند؛ پیشنهادی که هنوز از سوی ایران موردپذیرش قرار نگرفته است. البته اصولگرایان و چهره‌های تندرو در داخل همچنان بر طبل مخالفت با برجام و مذاکره می‌کوبند و برخی از آنان، تحریم‌ها را که بلای جان مردم شده، «نعمت» می‌دانند. اما پرسش از آنان این است که آیا می‌دانند که مردم در شرایط سخت به سر می‌برند و هرگاه که تنش بین ایران و غرب افزایش می‌یابد، قیمت دلار و متأثر از آن دیگر کالاها روند افزایشی به خود می‌گیرند و در عمل قدرت خرید مردم کاهش و سفره آن‌ها کوچک می‌شود. پاسخ مخالفان احیای برجام و مذاکره بین تهران و واشنگتن، درباره این موضوع چیست؟ دراین‌ارتباط ستاره صبح به سراغ فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر برجسته روابط بین‌الملل رفت تا نظر او را پیرامون مسیر دیپلماسی کشور در سالی که گذشت و چشم‌انداز سیاست کشور در سال 1400 جویا شود.

فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر برجسته روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با ستاره صبح گفت: سالی که گذشت، فقط ایران با بحران مواجه نبود، بلکه همه دنیا با بحران بیماری کرونا مواجه بود و این یک لطمه بزرگ اقتصادی به همه کشورها زد. اما لطمه‌ای که کرونا به ایران زد، مضاعف بود؛ زیرا ملت ایران علاوه بر کووید19، از تحریم‌ها در رنج بوده و هستند. دولتمردان ایران بارها از مسائلی مانند غیرتمندی و عزت ملی صحبت می‌کنند. اخیراً هم دیدم که وزیر امور خارجه اصرار داشت تا زمانی که عمر این دولت باقی است، دولت آمریکا از این فرصت استفاده کند و فرصت را از دست ندهد. با خودم فکر کردم که دولت آمریکا کدام فرصت را از دست ندهد؟ آمریکایی‌ها که تورم و بیکاری و مشکلات دیگر ندارند. واکسیناسیون هم که در آمریکا در حال انجام است و تاکنون یک‌سوم جمعیت واکسن زده‌اند و تا دو سه ماه دیگر بخش عمده مردم آمریکا واکسینه می‌شوند. مردم ایران چه باید بکنند؟ این طناب‌کشی بین دو دولت، نتیجه‌اش برای مردم چه خواهد بود؟

بازگشت به برجام
مسئله این است که با اقداماتی که در آستانه روی کار آمدن بایدن در آمریکا صورت گرفت، دولتمردان ایران اشتیاقی از خود نشان می‌دادند که به‌نوعی برای رعایت منافع خود، منطقه و ایران می‌خواهند به برجام برگردند و تعهدات خود را اجرا کنند؛ اما پیش از این‌که آن‌ها بیایند، ما با افزایش غنی‌سازی اورانیوم تا سقف 20 درصد و سپس تصویب قانونی که دولت را ظرف مدتی که بایدن سوار کار می‌شد و می‌توانست دستور بازگشت به برجام را صادر کند، موظف کرد که از الحاقیه ان‌پی‌تی خراج شود، آن‌ها را در عمل انجام‌شده قرار دادیم. بنابراین آن‌ها هم در برابر این اقدامات و رفتارهای تهدیدکننده پاسخشان همین است. یعنی با خونسردی منتظر هستند تا ببینند که درنهایت چه می‌شود. این در حالی بود که نمایندگان گفته بودند اگر ایران به بازرسی‌ها پایان ندهد، برای مقامات دولت مجازات در نظر خواهند گرفت. اکنون چه باید کرد؟

کاهش درآمدهای نفتی
وزیر نفت اخیراً گفته بود ما سال گذشته با یک‌بیستم درآمد نفت توانستیم مملکت را اداره کنیم. من مطمئنم با یک‌سی‌ام درآمد نفت هم می‌شد کشور را اداره کرد. حتی با حذف کامل درآمد نفت هم می‌شد کشور را اداره کرد. مگر برای مثال کشور سنگال نفت و درآمد نفتی دارد؟ اما این کشور با سبک خودش زندگی می‌کند. اما آن 95 درصد درآمد نفتی که ما از دست داده‌ایم و با آن می‌شد رفاه و آسایش و صنعت و اشتغال آفرید و برای مردم قدمی برداشت، کجا رفته است؟ خسارت پروژه‌های نیمه‌تمام و نیمه ساخته‌ای که به خاطر نبودن این درآمدها بلااستفاده مانده‌اند، چه می‌شود؟ این‌که ما بتوانیم مملکت را بدون بخش عمده درآمدهایش اداره کنیم، شدنی است؛ حتی اگر تمام آن‌هم حذف شود، بازهم شدنی است. اما تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان باید قدری به فکر مردم باشند؛ زیرا مسئولیت اصلی آن‌ها، بهبود زندگی مردم ایران است.
بهبود زندگی مردم
بزرگ‌ترین هزینه‌ای که مردم ایران می‌پردازند، بابت بهبود زندگی خودشان است و بنابراین مسئولان باید به فکر بهبود زندگی آنان باشند. مسئولیت‌هایی هم که راجع به هم‌نوعان و هم‌کیشان خود داریم، باید در قالب جمعی و با همراهی کشورهای متحد صورت گیرد، نه این‌که به‌صورت انفرادی، هزینه‌ها، مصیبت‌ها و مشکلات با ایران باشد، آنگاه توسعه و پیشرفت و رفاه و آسایش، برای دیگران باشد. این‌یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی بود که در سالی که گذشت، با آن دست‌به‌گریبان بودیم و اکنون دوباره می‌بینیم که برای آینده هم همین وضع ادامه دارد. اما تا چند ماه دیگر که انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1400 برگزار می‌شود و احتمالاً به دلیل دلسردی و ناامیدی مردم از صندوق رأی، اصولگرایان دولت را در اختیار می‌گیرند، دیگر ریش و قیچی در اختیار خودشان خواهد بود؛ کما این‌که در گذشته هم فقط دولت خودشان بود که توانایی داشت. اما دیگر بعدازاین بهانه‌ای نخواهد بود.

سمت‌وسوی آینده کشور
دیگر اصولگرایان نمی‌توانند مسئولیت کاستی‌ها و مشکلات را به گردن دیگران بیندازند؛ بعدازآن باید ببینیم کشور به کدام سمت‌وسو خواهد رفت. یا با عقلانیت، کشور را از مصائبی که ریشه‌هایش ارتباطی به ایران ندارد، نجات خواهند داد و یا راه مصائب غیرتی و بازی‌های کودکانه را در پیش خواهند گرفت که مردم مجبورند هزینه‌های آن را بپردازند. مشکل کشور در سالی که گذشت همین بود و برای سال آینده با روش و رفتاری که اکنون می‌بینیم، بعید است تغییر کند. من همیشه می‌گویم ایران کشور بزرگی است، امکانات و دارایی‌های بسیاری دارد، نفتش را حتی اگر صادر نکند مورد مصرف داخلی قرار می‌گیرد که بیشتر از مصارف کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان و مانند این‌هاست، امکانات قاچاق و دستیابی به بازارهای غیررسمی بین‌المللی هم برای ایران وجود دارد و به عبارتی راه دور زدن تحریم فراهم است. بنابراین برخلاف تصور عده‌ای، ایران هرگز کره‌شمالی نخواهد شد.

اندیشه برای مردم
البته شأن و اعتبار مردم ایران بیشتر از آن است که همه دنیا واکسینه بشوند، اما در اینجا هرروز برنامه‌هایی اجرا کنند که تا چند ماه دیگر وارد بازار واکسن می‌شویم... اگر زنده بمانیم! شأن و اعتبار مردم ایران بیشتر از آن است که در صف گوشت و مرغ و روغن و هویج و غیره بایستند و جلسات دولت، صرف رسیدگی به بحران مرغ و تخم‌مرغ و امثالهم شود. این‌ها همه ناشی از فقری است که برای ما آفریده‌اند و ما را درگیر این مسائل کرده‌اند. البته بعضی سیاست‌ها برای برخی افراد مفید بوده، اما برای ملت هم باید اندیشه‌ای بکنند و اجازه بدهند که مردم هم فرصت بیابند و از این کشور و منافع و امکانات بی‌نظیری که دارد، بهره‌مند شوند. بنابراین توصیه برادرانه من این است که مسئولان در برخی سیاست‌های خود بازنگری کنند و نفع مردم را درنظر بگیرند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه