سخن از جنگ هم هراس آور است. جنگ هیچ گاه نعمت نبوده ونیست. این را بارها نوشته و گفتهام. درجنگ هشت ساله همه مردم درمیدان بودند. کسی باسیاستهای حاکم مخالف نبود، مردم از اندک داشتههای خود برای کمک به رزمندگان دریغ نمیکردند.
در آنجا خاکریز بود و خط حمله روشن.
زخمهای آن جنگ کهنه هنوز ترمیم نشده است. پس از جنگ، خرمشهر، خرمشهر نشد و آبادان نیز روزگار پیش از جنگ را تجربه نکرد.
آن جنگ تجربه بزرگی بود ولی درس لازم گرفته نشد. همبستگی مردم را پاس نداشتند و داستان هائی که همگان میدانند.
درجنگ ۱۲ روزه هم با آنکه دشواریهای زندگی امان مردم را بریده بود ولی مردم چنان با وقار ظاهر شدند که کسی گمان نمیبرد. فرماندهانی که جان باختند در گام نخست غافلگیر شدند چون چنین روشی را بررسی نکرده وبرای آن چاره اندیشی نکرده بودند.
پس از این جنگ حاکمیت نتوانست یا نخواست و یا نگذاشتند که درمسیر ترمیم رابطه با ملت گام بردارد. فرصت سوزی ویرانگری که شاید نمونه نداشته باشد. بگذریم که همه میدانند وآنچه را که شد میشناسند. هشدار داده شد که اگر خدای ناکرده جنگ دیگری رخ دهد مردم همانند جنگ ۱۲ روزه رفتار نخواهند کرد وبازهم شنیده نشد ونشد ونشد. گوئی درجهانی دیگر سیر میکنند و از درک واقعیتهای سخت ناتوان شدهاند،
اما فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه وآن همه کشته وزخمی و. همه چیزرا درهم ریخته است.
درپناه ناتوانی رسانههای حاکمیتی، میدان بر رسانههای فارسی زبان خارج از کشور گشوده شده وبخش بزرگیاز مردم گمان میکنند حمله نظامی خارجی به سود مردم است. این باور نادرست بزرگترین دستاورد کسانی است که مردم را نادیده گرفته ودرفاجعه دی ماه نقش داشتهاند.
جنبشهای بزرگ درونگرائی همانند جنبش دوم خرداد وجنبش سبز وجنبش زن، زندگی، آزادی به دلیل درک نادرست حاکمیت امروزه کمتر مورد توجه بخشهای بزرگیاز جامعه است. ناتواتی از تغییرات درون زا میدان را برای دل بستن به بیگانه هموار کرده است.
هرچند بسیاری از مردم وصاحب نظران از هرگونه جنگی میهراسند ولی رسانهها بیشتر در اختیار کسانی است که از جنگ میگویند وبرتنوره آن میدمند. سخن آنان هم این است که حاکمیت امکان هیچ تغییر درونی را نداده و راه هر اصلاح داخلی را میبندد.
شرایط میهن سخت است ودشوار. لشکرکشیهای کنونی برای آزادی وامنیت مردم نیست بلکه بیگانگان منافع خود را میخواهند. افسوس که همبستگی ملی شکل نگرفت، افسوس که دیماه زخم ماندگاری بر پیکره جامعه برجای نهاد و هزاران افسوس دیگر. بسی گفتیم و نشنیدند دیروز ... ز ترس آنچه میبینیم امروز ولی اینک وطن دارد بسی درد... وطن را باز میباید وطن کرد.