ستاره صبح - فائزه صدر: ایالات متحده و ایران طی روزهای اخیر، حملات متقابل را تشدید کردهاند. واشنگتن سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داده و تهران نیز به سمت ناوهای جنگی آمریکا یک موشک بالستیک شلیک کرد. تنگه هرمز که تا پیش از این مسیر امنی برای عبور و مرور کشتیهای تجاری بود اکنون به صحنه تقابل تبدیل شده است. ستاره صبح برای بررسی شرایط منطقه با علی ودایع، کارشناس و تحلیلگر سیاسی گفتوگو داشت که در ادامه میخوانید:
علی ودایع ضمن اشاره به تغییر پارادایم تنش در رابطه با آغاز دور جدید حملات نظامی در تنگه هرمز، گفت: از این به بعد باید فارغ از پرونده ایران و آمریکا و بدون در نظر گرفتن محدوده تنش دو کشور، به وقایعی که پیرامون ما رخ میدهد نگاه کنیم. از این پس باید رویکرد تقابلی قدرتهای بزرگ در تاریخ روابط بینالملل را مورد بحث قرار داد. مشخصاً دوره بعد از جنگ جهانی دوم را مطالعه کرد و در تحلیل شرایط روز به کار گرفت.
وی با یادآوری اهمیت و جهت حرکت دیپلماسی، اضافه کرد: تقابل ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق یا وضعیتی که در اوج دوران جنگ سرد بین آمریکا و چین رخ داده بود نشان میدهد پشت پرده تقابلها و تعارض منافع که بازیگران کلان و خرد جهان دارند؛ در نهایت کانالهای دیپلماتیک فعال میمانند و به طور آشکار و پنهان به کار خود ادامه میدهند.
وی افزود: در روزهای گذشته شاهد سفر استیو ویتکاف و جرالد کوشنر به مسکو و دیدارشان با ولادیمیر پوتین بودیم. درحالیکه جنگ اوکراین نبرد غیر مستقیم روسیه و آمریکا است، ولی میبینیم که در نهایت کانال دیپلماتیک برقرار است و آنچه در رسانهها گفته نمیشود از آن طریق رد و بدل خواهد شد.
وی در تاکید بر اهمیت دیپلماسی اظهار داشت: پشت پرده دیپلماسی را ذیل جنگ میتوان دید، دستاورد دیپلماسی جدا از دستاوردهای جنگ نیست، اما متأسفانه برخی طیفهای سیاسی در ایران فهم درستی از این ظرفیت ندارند. به این گروه باید گفت جنگ دیپلماتیک کمتر از جنگ میدان نیست.
این کارشناس سیاسی در رابطه با آغاز دوران جنگ نفتکش ها، تصریح کرد: تقابل ایران و آمریکا خطی نیست و از چند بخش تغذیه میشود. آنچه در روزهای گذشته تحت عنوان بازگشت به جنگ نفتکشها مطرح شد و تجربه ۱۹۸۴ ایران و عراق را یادآور شد؛ امروز بین ایران و آمریکا رخ داده ولی نمیتوانیم فقط این حملات و همین سطح از جنگ را ببینیم. رسیدن تنش به این سطح عقبهای داشت. این اتفاقات تنها یک قسمت از پازل اختلاف ایران و آمریکا است.
وی افزود: حجم آتشی که آمریکا در منطقه به راه انداخته نشان دهنده تلاش ترامپ برای حرکت روی خط جنگ است. این آتش از مرزی فراتر نمیرود و از حدی فروکش نمیکند. ترامپ نمیخواهد وارد جنگی تمام عیار شود. رئیسجمهور آمریکا در تلاش است تا پیش از انتخابات میان دورهای برای خود دستاوردی خلق کند. جنگ نفتکشها ویترین یک تقابل سخت است.
این تحلیلگر سیاست خارجی با یادآوری نقش روسیه و چین در سرنوشت جنگ ایران و آمریکا، در این رابطه متذکر شد: متأسفانه بزرگترین چالش ما اینجاست که تصمیمات ترامپ در خروجی ندارد. این موضوع موجب نگرانی واشنگتن نیز شده است. این ترس در کاخ سفید وجود دارد که برخورد بی محابای ترامپ با ایران به کجا کشیده میشود؟! فراموش نکنیم که برخورد آمریکا و ایران در آینده روابط ایالات متحده با چین و روسیه نقشی مستقیم بازی میکند.
وی گفت: امروز هم فضای تنفس برای مسکو باز شده است. تهدیدهای پیشین واشنگتن به پکن هم عملاً با باتلاقی که آمریکا در منطقه گرفتارش شده بیاثر تلقی میشود. وقتی ترامپ نمیتواند در بازه زمانی بیش از یک سال مسئله اش با ایران را حل کند، از این پس تهدید چین از زبان مقامات آمریکایی شوخی خنده داری به نظر خواهد رسید!
علی ودایع در پایان گفتوگو پیش بینی کرد: پیوند نامرئی جنگ ایران با جنگ اوکراین و منافعی که چین در منطقه دارد، مدت زیادی است که مسکو و پکن را وارد این ماجرا کرده است. اگر چه در ظاهر پاکستان میانجی اصلی تنش میان ایران و آمریکا است و یا قطر، ترکیه و عربستان تلاشهایی برای حلوفصل مسائل انجام میدهند، اما نقش اصلی بر عهده روسیه و چین است.