این روزها ممکن است پرونده هستهای ایران برای بار دوم توسط شورای حکام به شورای امنیت ارجاع شود. این اقدام به معنای آغاز جنگ یا اعمال مجازاتهای فوری نیست، بلکه میتواند پرونده را وارد مرحلهای کند که در صورت تصویب شورای امنیت، برای اعضای سازمان ملل الزامآور باشد.
بدترین سناریو قرار گرفتن ایران در ذیل فصل هفتم منشور ملل میتواند زمینه را برای تحریم مالی، محدودیت تجاری، مسدود شدن داراییها، محدودیت حملونقل و کاهش فشار بر صادرات نفت و دیگر منابع درآمدی کشور را فراهم کند.
تحریمهای سازمان ملل که پس از فعال شدن «مکانیسم ماشه» دوباره برقرار شدهاند، محدودیت در حوزه فناوری هستهای و مسدودسازی داراییهای مرتبط با برنامه هستهای ایجاد کردهاند. اکنون مسئله تنها تحریم نیست. ادامه درگیری دریایی و هدف قرار گرفتن نفتکشها، هزینه تجارت خارجی ایران را افزایش میدهد و صادرات نفت را دشوار میکند. گزارشها از کاهش تردد کشتیها در تنگه هرمز و خسارت به صادرات نفت حکایت دارد. در میانه جنگ و محاصره دریایی، آمریکا فشار اقتصادی و دریایی را بیشتر کرده و انگلیس هم بیکار ننشست و به پیروی از امریکا لایحهای به پارلمان ارائه کرد تا ایران تحت تحریم بیششتر قرار دهد.
پیامد این اقدامات به تدریج در زندگی مردم ظاهر خواهد شد. کاهش درآمد ارزی، کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمت کالاهای وارداتی، دشوار شدن تأمین مواد اولیه صنایع، کاهش سرمایهگذاری و افزایش نااطمینانی اقتصادی پیامد این اقدام خواهدبود. نکته قابل تأمل این است که تحریم، محاصره دریایی و محدودیت صادرات نفت اقتصاد را دچار رکود و تورم میکند.
راهحل، تحمل فشار نیست بلکه برای جلوگیری از فشار خارجی باید به دیپلماسی فعال، برای کاهش تنش، حفظ مسیر مذاکره و جلوگیری از گسترش درگیری دریایی روی آورد. در حال حاضر تحریم، محاصره دریایی،جنگ و فشار سیاسی به بهانه عدم پایبندی ایران به پادمان نگران کننده است.