پاسخ به این پرسش دشوار و پرهزینه است. مسئولیت اجتماعی ایجاب میکند واقعیتها همانطور که هست گفته شود، ولو ا اینکه خوشایند عدهای نباشد.
علت این فرایند نه با منطق و نه با عقل جور در نمیآید، بلکه ریشهاش در گفتمان کسانی است که جایگاه در حاکمیت دارند:
۱- لطف الله دژکام، امام جمعه شیراز، روز ۲۱ دی ۱۴۰۳ در نماز جمعه شیراز گفت: «انشاءالله کاخ سفید را حسینیه خواهیم کرد.»معنای این اظهار نظر این است که امریکا نابود خواهد شدو ما بر آن مسلط خواهیم شد. گوینده هیچ استدلالی برای نابودی امریکا نکرده است.
۲- حسن عباسی در سال ۱۳۹۶ گفت: «کاخ سفید را حسینیه میکنیم و یک طبقه آن را میدهیم به بسیج دانشجویی.» یعنی امریکا رفتنی است و ما بر پیروز خواهیم شد این فرد هیچ استدلالی برای امریکا ارائه نکرد.
3-حمید رسایی که در مجلس دهم رد صلاحیت شد با حدود 6 درصد واجدین شرایط رأی وارد مجلس دوازدهم شد و مدعی شد که خاتمی که با بیش از 20 ملیون رأی رئیسجمهور ایران شده بود عامل اسرائیل است. وی برای گفته خود دلیل ارائه نکرد. انتظار این است که قوه قضائیه هماطور که با غضنفری به خاطر اتهامات سنگینی که به حسن روحانی زد و با او برخورد کرد، با رسایی نیز برخورد کند. گفتنی است که نابرده پیش از این از ادبیات سخیف علیه ظریف هم استفاده کرده بود.
۴- نمایندگان مجلس هشتم که وظیفه شان قانونگذاری بود و باید نقش واسط بین مردم و حاکمیت را داشته باشند، در صحن علنی مجلس و با مشتهای گره کرده فریاد زدند: «برای موسوی، کروبی، خاتمی حکم اعدام صادر کنید.»این نمایندهها به جای قوه قضائیه حکم اعدام صادر کردند یعنی تفکیک قوا کشک!
۵- روز ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، یک کارشناس در صداوسیما گفت: «شهید رئیسی مجتهد برق شده بود،در حالی که کسی میتواند در رشته برق متخصص باشد، نه از یک دانشگاهی در رشته برق فارق التحصیل شده باشد.
برخی مسئولان نیز از نابودی غرب، فروپاشی ایالات متحده، نابودی اسرائیل، شخم زدن اسرائیل و پیروزی بر غرب و اسرائیل سخن گفته بودند و میگویند. حجت عبدالملکی، وزیر کار دولت سیزدهم، مدعی شد که ایران میتواند با جمعیت ۱۵۰ میلیون نفری، به قدرت سوم یا حتی قدرت اول جهان تبدیل شود.
اصولگراها که در چند طیف تعریف میشوند، در برخی مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارند، اما در برابر اصلاحطلبان ملیگراها، تکنوکراتها ،تحول خواهان، طرفداران سیاست خارجی مبتنی برمخالفت برجام و مخالفت با تفاهمنامه اسلام آباد مواضعشان با هم فرقی ندارد، مواضع متفاوتی دارند. اصولگراها مخالف برجام بودند و حالا نیز با تفاهمنامه اسلام آباد که به نفع ایران و به ضرر آمریکا بوده است، مخالفت دارند.
این جماعت جلویتوسعه برنامه چهارم را که نقشه راه توسعه بود را گرفتند. براساس برنامه چشمانداز ۲۰ ساله، قرار بود ایران در افق ۱۴۰۴ کشور اول منطقه شود. چه شد که امروز از بسیاری از کشورهای منطقه عقب مانده است ؟
درآمد سرانه از تقسیم درآمد تولید ناخالص ملی بر جمعیت کشور بدست میآید. عدد به دست آمده درآمد سرانه هر نفر است.
درآمد سرانه کشور های منطقه بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول درسال 2025 به شرح زیر است:
ارقام نشان میدهد که درآمد سرانه ایرانیها نه تنها از کشورهای منطقه مانند قطر، عربستان، ترکیه و عراق کمتر است، بلکه تنها از مصر و لبنان بیشتر است. این در حالی است که قرار بود در سال ۱۴۰۰، درآمد سرانه ایران بیشتر از همه این کشورها باشد، اما علل و عواملی از جمله گفتمان سند توسعه اصولگراها و آخرالزمانیها، آمریکاستیزان و اسرائیلستیزان، وضع را به اینجا رسانده است. اکنون چه پاسخی برای عدم توسعه و پس لرز کشور دارند؟
قطر69,680 اسرائیل60,335 امارات50,232 عربستان سعودی35,464 کویت30,877 بحرین29,344 عمان19,996 ترکیه18,611 لبنان6,443 عراق5,803 اردن5,355 ایران4,264 مصر3,086