هرچه گفته شد که نشنیدید. یکبار از اسب غرور به میدان واقعیت پای نهید. بس کنید، پنجه در پنجه آمریکا افکندن کار ما نیست. نترسیدن همیشه شجاعت نیست؛ گاهی هم چشم بستن بر واقعیت است. ترسیدن هم همیشه بد نیست؛ گاهی نشانه دانستن است. کشوری در دنیا با ما نیست. این راهی است که خودمان ساختهایم.
مردم هم جنگ نمیخواهند. بخش بزرگی هم که ناراضی هستند. زخم دیماه درمانشدنی نیست. این زخم کاری، کاری است. آقای عراقچی بر سر تعداد قربانیان چالش میکند. حالا بگویید ما این و آن را داریم. بله، امکان ضربه زدن هست، ولی هزینهای که بر کشور وارد میشود، چه؟ بعد از ضربه زدن چه میشود؟ برای همان برجامی که برای شکستش از هیچ تلاشی فروگذار نشد، دست به دامن واسطهها شدید، این هنر دیپلماسی است؟ روشن است که حالا دیگر به برجام نمیرسیم. خودتان این را انتخاب کردهاید. باور کنید پذیرش اشتباه، اشتباه نیست. توافق با آمریکا بهتر از رفتن به میدان جنگ است.
حالا که برای دادن امتیاز هم مشکلی ندارید. وضع روحی و روانی مردم را دستکم نگیرید. امتیاز دادن و امتیاز گرفتن هنر دیپلماسی است. امروز دستتان چون دیروز پر نیست؛ امتیاز بیشتر میخواهند. توافق کنید تا جنگ نشود. ناتوانی برخی مدیران را با استفاده از کارشناسان غیرحکومتی ترمیم کنید. اگر اتفاق بدی برای کشور بیفتد مردم و آیندگان شما را نخواهند بخشید. قضاوت خوبی نخواهند کرد، پس دست به اصلاح بزنید و جنگ را دور کنید و تحریمها را بردارید.